قرآن کریمبه زبان فارسی

ایضاً فی شطح الشبلی ۱۵

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

جنید مر شبلی را گفت که «اگر امر خویش بحق گماری، از همه محنت باز رهی.»

قال: شبلی گفت «ای ابوالقاسم! اگر حق در کار خویش تفویض کار تو بتو کردی، تو بیاسودی؟ جنید گفت «شمشیر شبلی خون می‌افشاند.» شبلی وصف مراد کرد و جنید وصف مرید. شبلی گفت که «اگر حق را مراد باشی، در حقیقت تو همه آن کند که تو خواهی، ترا آلت قدرت سازد، تا بحکمت هم بتو ترا تربیت کند.» درین رمز اتحادست یعنی چون در بحر قدم قطره گردی، فعل حدث بفعل قدم متحد شود. آنگه هرچه خواهی، کنی . سر حدیث «لایزال العبد یتقرب الی بالنوافل حتی کنتُ سمعه» درین حدیث گواهست، لیکن عطاران مشک صفا دانندو ازین درج تلبیس این حرف مشکل خوانند.

ابلهان «أکثر أهل الجنّة البله» جز طمع مرغ و حوران بهشت ابد آن ندانند. حکمت عشق از بهشت جلال قوت جان روحانیان علیین ملکوت است. از شرط اتحاد تقلیب اعیانرا معجزات‌اند.در آیات خدای صفات توکل و رضا مَهد عبودیت است. جبروتیان ازل در عین اللّه سرّ «کن فیکون» اند. بجنت ملکوت جان خستۀ عاشقان از جلال بقا قوت خورند، بی همتائی که سفر از طبیعت کنند باز ثواب جز از مطیت عمل در بهشت فلک نگشایند. خداوندان سور بقاء ازلی دلی هر زمان از گل آدم بیخ نهال بر کشند. خود را مقابل جمال دیمومیت اندازند. بزبان نیستی «لاأحصی ثناء» گویند. ورای قمّۀ کون بی خلا و ملا از آسمان ازل هلال جلال جویند.