قرآن کریمبه زبان فارسی

فی شطح أبی بکر الواسطی — رحمة اللّه علیه

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

ابوبکر واسطی در شطح گوید که «خواطر قصود جحود معبود است، قصود شاهد چون شود بر آنکس که معانی مقصودست.»

قال: این سخن سر توحیدست. قصد حدثان در قدم از بهر تحصیل علم الوهیت جهل است بر عزت حق و جهل بعجز از ادراک حقیقت ربوبیت. انکار امتناع صمدیت حقست از مطالعۀ خلقیت حقیقت. این سخن سر معرفتست هر که حق نشناخت، قصد و طلب درو جهل حق است، بل که از رؤیت مقصود چندان حاصل شود که قصد برخیزد. در جسم و جان جز نور قدم نماند. این ولایت در توحید سر «ما زاغ البصر» دان، زانک چون قصد از حدث برخاست، او را بحبل «سبحانی» مشهود شاهد قدم آورد. ندانی که بعد از طلب سابق از حق جنبش حدثان تکلف است؟ ندانی که او از وصف ادراک منزهست؟ پس طلب بهر چیست؟ چون او ثناء قدم گفت «لا و هو» تو باکیست؟ ازین سرای بی معنی گوش سر بر گوشوار خطاب «لا تدرکه الأبصار»کن، تا ﺑ«سَترون ربکم» از خبر گوی، «لیس کمثله» بشارت شنوی اقالیم بیم و امید بگذار، که جهان فلک یک روزه راه این برید اجلست، که هر که بامداد از مشرق قدرت بر آید بمغرب فنافرو رود. تو از روی خورشید خط «هذا ربی» بردار، تا در شواهد امر ملکوت ببینی. تو از طلب قدیم چیستی؟ چون عالم معانی ازل در علم تو نیست، تو سر صفات بشهود ذات در علم خویش چون داری؟