طمستانی در شطح گوید که «طریق بحق بسیارست.» دیگر گوید که «طریق اوراست، و هیچ طریق بدو نیست.»
قال: یعنی راه عبودیت پیداست، لیکن بر کنه قدم راه نیست. صدیق اکبر چنین گوید که «سبحان آن خداوندی که هیچکس از خلق او را نیابد، الا بعجز از معرفت او.» جانا! راه پایۀ اوست، در او راه نیست. حدث از قدم کیست؟ وحدت را راه باری چیست؟ حدث غبار عدم است، و نزد طوفان قدم قیام کون نیست.