قرآن کریمبه زبان فارسی

فی شطح الشیخ ابراهیم الاعرج

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

گویند: ابراهیم اعرج امام جامع شیراز بود. روزی با جماعت نماز کرد. بخاطرش بگذشت که تو امام جامع شیرازی. هر دو دست بر زمین فرو نهاد و پای در هوا کرد و در صف اول بهر دو دست برفت. مردمان بخندیدند. بعد از آن امامت نکرد.»

قال: این فعل ملامتیان است، که بفعلی مجهول از دل دفع وسوسۀ ریا کنند و خلق را از پی خود باز کنند. هر که این حرکت چنین کرد در شرع بدو هیچ نیست. جابربن عبداللّه- رضی اللّه عنه- گوید که «درخانۀ سید رفتم- علیه السلام- مهتر را دیدم که حسن و حسین را- رضی اللّه عنهما- بر پشت نشانده بود، و بدست و پای میرفت. من گفتم: نعم الجمل جملکما!» الحدیث. ببین که از حال و شور انبساط سید خوش دلان محبت چون در مقام انس بدین چنین حرکت خود را تسلی شوق جمال ذوالجلال می‌کرد، چنانک با رومی و حبشی مطایبت کردی. از تحت اثقال برحاء وحی جمال قدیم از عالم ربوبیت سوی جهان عبودیت گرائیدی، گفتی «ارحنا یا بلال!»

از بحر گرم چو باران عفو بباریدی، تنگ دلان صحابه را بمزاحی خوش در صحراء انبساط درآوریدی، با ایشان مزاح کردی. ابوهریره را گفتی «یا باهر!» مغاذ را گفتی «أنت صاحب الأذَنین.» حسن را گفتی: «یا صغیر! ما فعل البعیر؟» مشکل جان عاشقان بدین حل انس نگار بگشادی و طوطیان زبان گرفته را در اقفاص اشباح دانه از سر افراح دادی. سرّ «لاأقسم بالنفس اللوامة» ملامتیان عشق است، که ایشان عروس احوال را در پردۀ ملامت از اهل سلامت بپوشند، و ستر بر مقامات خویش صد هزار حدیث ناخوش از ناجنسان بنیوشند. این مقام تنزیه است و توحید در تقدیس است. در بیخودی بحر توحید است. اهل انس برکُون مبالات نکنند. از خوش دلی کم التفات باشند. برای رضای دوست رو سیاهی دو جهان برگزینند تا از چشم اغیار درافتند، و بسر مفرد فرد قدیم را فرد شوند.