قرآن کریمبه زبان فارسی

فی شطح أبی علی النور باطی

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

چنان که ابوعلی نور باطی در شطح گوید که «فقر روسیاهی در دو جهانست.» «الفقر سواد الوجه فی الدارین.»

قال: آنچ عام دانند ازین سخن، از حق درویش شدن و از علم شریعت سید- علیه السلام- دست تنگ گشتن: هرکه از قرآن وحدیث و معرفت حق درویش گردد، در دو جهان سیاه روی باشد. ازین جای بود که همای مشرق ازل از فرخندگی معرفت و تازه روئی محبت چون بجای عشق بگریستی، اندرون گریان و بلب در افشان خندان بیکاران جهانرا گفتی «کاد الفقر أن یکون کفراً.» لیکن آنچ تعلق بحقیقت مستان معرفت دارد حقیقت فقر آنست که در عین تنزیه و سر تفرید بجائی رسند که حقیقت فقر را نهایت بینند. از لذت تنزیه در بحر این تجرید افتند. صد سال بزینند در هر نفس صد شربت فقر از بحر توحید باز خورند. در وقت رفتن چون حقیقت فقر روی بایشان نماید، در فقر از فقر خجل شوند. دانند که دعوی فقر پیش فقر درین عالم از ناتمامی در فقر سیاه روی باشند در آخرت.

چون نور سطوت عظمت پیدا شود، و جلال مشاهدۀ قدم ظاهر شود، ایشان بمرکب فقر از حدث بقدم رانند. خود را در آن مقام ناچیزی دانند. چون نیک در بحر عظمت غرق شوند، آنچ پنداشته‌اند، کار بیش از پنداشت خود بینند دانند که بفقر محدث قدیم را درنیابند، و آنچ میگفتند حقیقت آن نشناخته بودند. لاجرم در آن جهان در حق خجل شوند، چنانک آسمان تحت سایۀ عرش- علیه السلام- گوید «لیس الخبر کالمعاینة.» نبینی که از دست تنگی مهتران ملکوت گفتند نزد کشف غطا که «سبحانک! ما عبدناک حق عبادتک. سبحانک! ما عرفناک حق معرفتک.» سر «و ما قدروا اللّه!» سید گویندگان تنزیه در جلال قِدم فقر معرفت بر کنه احدیت خاموش کرد. گفت «لا أحصی ثناءً علیک أنت کما أثنیت علی نفسک.»