حسین روایت کند که «از رؤیاء صادقانه، از ملک حکیم، از کروب کبیر از لوح محفوظ، از علم، که هیچکس حق را نپرستید بچیزی عزیزتر از محبت حق را.»
قال: رویاء صادقانه کشوف نور غیب است روح را. ملک حکیم آن ملک است که در اشکال لوح محفوظ در خیال مقدس دل روح را مصور کند یا خود روح است بعینها، یا جبرئیل- علیه السلام- کروب کبیر اسرافیل است- علیه السلم-، زیرا که لوح از پیشانی او آویخته است، در خبر چنین آوردهاند؛ یا عزرائیل است- علیه السلام- و درخبر چنین آوردهاند که او در لوح محفوظ مینگرد. یا ملک حکیم دلست که ملک بدنست. کروب روح ناطقه است که مترصد علم غیب از لوح محفوظ است؛ او لوح محفوظ در غیب بیند.کروب را آن قربتست. علم علم حق است، که آن صفت بتجلی در لوح محفوظ پیدا شود. محبت خلاصۀ طاعتست، و ثواب آن ثمرۀ معرفت است. حق از بندگان این هر دو خواهد، زیرا که محبت صفت اوست، وعبادت تبع آنست. توحید اصل همه است. قال اللّه تعالی «کنت کنزاً مخفیاً، فأحببت أن أعرف.» قال اللّه تعالی «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون.»