قرآن کریمبه زبان فارسی

فی الروایة ۳ للحلاج

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

حسین روایت کند «از سجسج، از فجر، از قدس، از فردوس اعلی، از عدن معبود، از قبة الازلیة، که خداوند راست- جل جلاله- هر روزی چهل هزار حکمت در جنات نعیم، هر حکمتی برحسنات و انوار و ملک مضاعفست تا آباد.»

قال: بسجسج بیداء مشرق خواهد- واللّه اعلم- و این درست‌تر است؛ یا ارض عرصات، یا ارض عرفات، یا ارض مکة، یا طوی موسی- علیه السلام- و آن «وادی مقدس» است؛ یا صدر، یا قلب، که آن هر دو زمین مقدس است و بر فجر سطوع نور خواهد که بعد از سحر از مشرق برآید؛ محل قسم است، قال اللّه تعالی «والفجر»، و این صحیح است؛ یا بروز نور خواهد، که از معدن غیب در مهمد قلب برآید؛ یا فجر حکمت، یا فجر محبت، یا فجر معرفت که مقدم شمس تجلیست و آن قدس است. یا بقدس شجرۀ موسی خواهد یا خود عیسی خواهد یا جبرئیل- علیه السلام- یا قدس غیب یا قدس اسم یا قدس فعل، یا حجاب علیین که مقدس است از نظر اغیار و آن عالم قدس است، که هم چون آینۀ مصقول است. پیشش سرادق فردوس اعلی است، و آن میزاب نور است، که قطرات بحار الهام بر آن میگذرد.

و فردوس اعلی مزرعۀ حظایر قدس است، و آن محل مقربانست از حق بحق گویند. عدن معبود حظیرۀ قدس است، و آن محل تجلی خاص است. کعبۀ زوار حق آنجاست و قایمۀ کرسی آنجاست، و عرش مجید بالای آنست. و قبه بالای عرش است. آن نُه مکانست: یکی رفارف قدرتست، دیگر نور عظمتست و آن معدن استواست. استوای قدم بر قدم است، عرش بقدم مستویست. از قهر قدم بلطف قدم ساکن است. آیات متشابه مخبر آنست. مقدسی که از مسیس حدثان منزهست، چنین گوید که «الرحمن علی العرش استوی.» چون حق خواهد- سبحانه و تعالی- که ازعلم قدیم خویش خبر دهد از آنچه عالمیانرا رحمت کند، تجلی کند از قدم بقدم، از قدم باستوا، از استوا بنور عظمت، از نور عظمت برفارف، از رفارف بعرش، از عرش بکرسی از کرسی بحظیرۀ قدس، از حظیرۀ قدس بفردوس اعلی. آنگاه از حسن تجلی شمالی برانگیزد؛ معجون بأفانین نور مطیب بمجامر عود جمال و مسک صفات آن شمال کرد؛ کور عرش و أرکان کرسی بگردد. آنگه بأشجار فردوس بگذرد و انهار آن. آنگه ببهشت بگذرد و بهفت آسمان بزیر آید. آنگه از مطالع فجر برآید. شفا دهد بنسیم خویش هر علیلی خسته را، و خبر دهد از سر جلیل مراقبان نور مشاهده را و مستنشقان رایحۀ وصلت را.

و آن زبان اسرارست، که در دهان انوارست أنبیا و أولیا را. از آن یعقوب- علیه السلام- چون در بیت احزان این نسیم بشنید، گفت «انّی لأجد ریح یوسف لولاأن تفندون.» در تفسیر است که حق- سبحانه و تعالی- ریح شمالی را فرمود تا بوی پیراهن یوسف بر یعقوب آورد. و این پیراهن ابراهیم بود، که جبرئیل- علیه السلام- از فردوس أعلی آورده بود. و درین حدیث پیراهن فنون اسرارست عاشقانرا. ازین جای نگار عالم قدس، عبهر مینوی انس- صلوات اللّه علیه و آله- گفت «انّی لأجد نَفَس الرحمن من قبل الیمن.» و در حدیثست که باد شمال از فردوس اعلی بهر سحری آید شفا دهد هر بیماری را در جهان. درین حدیث سر «ینزل اللّه فی وقت الاسحار» مخفیست.

آنچ خبر داد از چهل هزار حکمت هر روزی، این چهل هزار صنعت است از صنایع قِدم موصوف بنعوت تجلی. در هر حکمتی در زمین نعیم بیآفرید اهل معرفت را چهل هزار درجه بمراقی غیب، که میان دو درجه از آن هم چندانست که میان آسمان و زمین. اولش مکاشفه است، و آخرش مشاهده. هر گامی از آن عالم مضاعف است بر جمیع ملکوت و حسنات جنان و انوار غیوب؛ دوستانرا برمزید باد فی أبد الآباد!