قرآن کریمبه زبان فارسی

فی الروایة ۴ للحلاج

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

حسین روایت کند «از عقل وجیه، از سدرة المنتهی، از حیات دایمه، از روح مکنون، که خداوند- سبحانه و تعالی- معروف است بآیات، مذکورست بصنایع، موجودست بأنوار، معبودست بکلمات؛ هیچ چشمی او را درنیابد و او همه چشمی دریابد، ازلیست محیط.»

قال: بعقل وجیه عالم نور خواهد، که فوق آسمان هفتم است و این عقل فعالست بفرمان حق در دور أفلاک و تدبیر أملاک، و این نزد خاطر صحیح؛ یا عقل مکلف بأمر عبودیت، یا عقل مفرق میان صور و اشکال. این یکی در قلبست و این یکی در دماغ. یا عقل غریزی یا نفس مطمئنّه، یا روح ناطقه. سدرة المنتهی آنست که عروق او در عرش محکمست، و اغصانش نزد کرسی است؛ ورقهاش فوق عالم عقل است. حق از آن تجلی در عقول و ارواح کند، و این صحیح است. قال اللّه تعالی «اذ یغشی السدرة ما یغشی.» یا بدین سدرة معرفت خواهد و آن بزرگوارتر شجره است. بحیات دایمه بحر حیات خواهد که تحت عرش است، و این صحیح دان. قال اللّه تعالی «یوم تشقق السماء بالغمام.» روزقیامت از آن بحر بر مردگان ببارید؛ جمله زنده شوند و هرگز نمیرند تا آباد. یا بدین روح روح خواهد یا علم حق، یا تجلی حق، یا روح حق.

و روح مکنون نور مصون است، که نزد ارکان عرش است، و آن مرتبۀ رابع است از عالم ملکوت، و این یک روح است که تجزی و تبعض نپذیرد؛ از آن خاست روح ارواح، و این صحیح است. یا روح غیب خواهد، یا روح امر، یا روح قدس، یا کلمة اللّه، یا قرآن، یا قلم، یا روح ناطقه، یا روح آدم، یا صورت عیسی یا مصطفی- صلوات اللّه علیهم اجمعین-. معنی حدیث ذکر ازلیت حق واحاطت قدرت: بینش او بأبصار عاشقه و لقاء او، و ابصار ازو بدو محجوبست، او بهمه بیناست، از کیفیت منزهست و از اشکال و انوار جز او او را نشناسد.