حسین روایت کند «از سحاب متراکم، از برق خاطف، از رعد مقدس، از مَلَک لطیف، از قوت مخیمه که در غیب مُنْهَمِر در اُفق نور میان شمس و قمرست که قرآن قیامتست و دنیا آیت بهشت و دوزخ است؛ خنک آنرا که معرفت خالق از معرفت مخلوقش مشغول کند.»
قال: سحاب متراکم این غمامست که در هوا ظاهر بینی، آن از دریائی چندست که فوق هفت آسمانست، آنرا بحار غمام گویند. در خبر همچنین است از سید آزادگان معرفت- صلوات اللّه علیه- که «این ابر ملایکه از آن جای آورد.» بصحت این خاطر موافق است. ببرق خاطف این برق ظاهر خواهد که از میان ابر بینی، و آن تسبیح مَلَک است.در حدیث است که مِقرعهئی از آتش هست که در دست رعد است، و رعد مَلَکی است. و نیز گفتهاند که رعد بانگ مَلَک است. ممکن باشد که بسحاب حجب ملک در ذکر خواهد و ببرق خاطف لوایح تجلی و رعد صوت الهام. مَلَک لطیف عقل یا روح یا آن ملک که خزانۀ باران در دست اوست و آن میکائیل است- علیه السلم-. و قوت مخیمه عالمی است محیط بفلک شمس و قمر، و آن قوت فاعله است، که از آن قوای فعل حق است در آن عالم. رعد و برق و سحاب ملایکه است. بحر مطر که ساحل آن در اُفق نور است، آن غیب منهمرست، و این درستست. ممکن باشد که بقوت مخیمه حجب ملکوت غیب خواهد در دل، که باران الهام بنیران آسمان عقل و روح بارد.
قرآن قیامتست زیرا که درو آیات ربوبیت است، خبر محشر و نباء مستقبل تا آبادست. هرکه قرآن دانست، گویی که در قیامتست. آنچ قرآن خبر داد، گویی که معاینه شد. قال- علیه السلام- «أنا والساعة کهاتین» و اشار بأصبعیه؛ قرآن باو آمد دنیا آیت بهشت و دوزخ است، زیرا که درو اعمال هر دو فریق است، «فریق فی الجنّة و فریق فی السعیر.» هرکه درو افتاد، غافل است. و هرکه ازو برست، با سعادت آخرت پیوست. قال اللّه تعالی «لیمیزاللّه الخبیث من الطیب.» هرکه چشمی دارد، در دنیا اهل سعادت و شقاوت بیند. حسن و بهجت دنیا طاعتست، و آن از آخرتست. تلخی و ناخوشی دنیا آیت دوزخ است. هرکه معرفت حق او را مشغول کرد از صحبت خلق، موضع او سایۀ جمال معروف ازلی شد در جمیع معانی.