حسین روایت کند «از اسم عزیز، از روح قدیم، از معنی محیط از حق جل جلاله، که واجبست روح مألوف مر اهل محبت را، و مجلس مجید مر راضیان را، و قدرت کافی مر متوکلانرا.
قال: اسم عزیز اسم اعظمست، و این صحیح است؛ یا اسم محمد- صلی اللّه علیه و آله- که آن از اسم حق مشتق است؛ یا اسم خاص که حق از خود داند. روح قدیم تجلی صفت است یا توحید مفرد، یا معرفت حق، یا فعل حق، یا امر حق، یا کلمۀ حق، یا قرآن. قال اللّه تعالی «و کذلک أوحینا الیک روحاً من أمرنا.» معنی محیط قدرت حق است، یا فعلش، عقل فاعل، یا روح علم یا عالم حکمت که تجلی در آن داخل است، «لالدخول الاشیاء»، یا أمر محیط «ألا له الخلق و الامر» تفسیر خبر «واجبست روح مألوفه» یعنی محبت و آن روح حق است زیرا که صفت است، قال اللّه تعالی «و نفختُ فیه من روحی.» مجلس مجید مجلس رضوان اکبرست و آن لقای اوست آنرا که برضا متصف شد، چنانک غواص بحر رضا- علیه السلام- گفت «الرضوان الاکبر لقاء اللّه.» راضی ذاکرست و ذاکر جلیس حق است، قال اللّه تعالی «أنا جلیس من ذکرنی.» هرکه حق را بنعت رضا و توکل یاد کرد، تقلیب اعیان وحکم بر غیب او را مسلم شد، زیرا که بقدرت متصف شد. قدرت قدیم حسب اوست. «و من یتوکل علی اللّه فهو حَسْبُه.»