قرآن کریمبه زبان فارسی

فی شطح الصحابة رضی اللّه عنهم

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

فأوّله ما قاله الصّدّیق، بزرگوارترین کلمه در معرفت صدیق است- رضی اللّه عنه- یعنی گفتنش «العجز عن درک الادراک ادراک.» این کلمه شطح است، زیرا که در حقیقت ادراک کنه قدم را بنا نیست. ادراک حدثان در حدثان کمال ندارد. چون در قدم رسد آنک در خود نرسد غرضش؟ کُنه تنزیه قدم بود از ادراک حدث و عجز حدث در قدم. و اگر نه عجز از معرفت چون عین معرفت باشد، اشارت ابیاتست قدم را با زوال حدوثیت. لکن تحقیق شطح این جای آنست که عجز را از ادراک سبب ادراک کرد. آری چون فانی گشت بنعت عجز طالب مطلوب طلب را، مدرک خود شود. پس او را در عین بقا آورد تا بقا باقی کند. خود خود را می‌بیند و از خود بدو میدهد. چون متصف گشت عارف بمعروف، معروف را بمعروف بشناسد.

گویی که حقیقت را تحصیل کرد. چنان بیند دل خوشی را بمعرفت وسیر در بقا. و اگر نه آن مکرست که رسد حدث در قدیم، که محدث با قدیم مستحیل است. نبینی که سواران «لااحصی ثناء» در تازه رویی قدم چون از قَدَم عاجز آمدند، چون گفتند «تو ترا دانی.»