حسین روایت کند «از هلال یمانی، از طایر میمون، از جندرۀ ملک، از نشر نشور، از صورت جود، از نور ثابت، از وجود، از زبان غیب لطیف، از حق- جل جلاله- که مراد من از جمیع بندگان من تسبیح من است بفکرت و ذکر و طاعت من بصنعت وشکر من و محبت من بجمیع انوار.»
قال: بهلال یمانی ماه نو خواهد که هر ماهی بآخر ظاهر شود؛ یا کعبه یا حکمت یمانی، یا اُویس قرنی، یا آن نور که در میان چشم جبرئیل است- علیه السلام- هم چنین در حدیث مرفوع است. یا قمر تلبس فعل که در آن تجلی صفت پیدا میشود؛ یا غمامۀ که از جانب یمن بصورت هلال پیدا میشود در همه وقت مکاشفان را؛ یا آن ملک که از یمین کعبه بانگ کند بنداء خاص اسماع حاضرانرا؛ یا روح، یا قلب، یا عقل، یا مصطفی- صلوات اللّه علیه- واقعه معنی اول است. طایر میمون هدهد سلیمان است- علیه السلام- یا عنقای مغرب، یا همای ملک، یا طیر عافیت، یا طیر الهام، یا طیر روح یا فال محمود، یا طیر نور که گرد عرش گردد؛ یا دیک ابیض که تحت عرش است؛ یا جبرئیل، یا مصطفی- صلوات اللّه علیهما- او اسد ملک عرش و ثُرَیَست.
جُندره ریاض جبروت ازل و ملکوت قدم است، نشر نشور عدم و نور نشر قدم، و صورت جود حق و این صحیح است. ممکن است بجندرۀ ملک اسرافیل یا عزرائیل- علیهما السلام- خواهد، و نشر نشور آن صورهاست که در فم اسرافیل است. صورت جود عرش است، یا جنت، یا آدم- علیه السلام-. نور ثابت نور ایمانست، یا نور اسلام، یا نور معرفت، و این صحیح است؛ یا نور تجلی، یا نور مصطفی- علیه السلام- یا نور عرش، یا نور کرسی. بوجود کون عُلَی خواهد یا کون غیب، یا وجود الهام، یا روح کبری، و این صحیح است. بزبان غیب لطیف حکمت قرآن خواهد یا الهام قلب، یا الهام عقل، یا الهام روح، یا وحی غیب مخفی، واین صحیح است. گفت «حق خلق را برای عبودیت خاص خالص آفرید، منعوت بفکر و بذکر و شکر و معرفت». قال اللّه تعالی «و ماخلقتُ الجن و الانس الا لیعبدون.»