با فاطمۀ نیسابوریه گفت در جواب شبلی که «واللّه که من سر اشکارا نکردم! و حقاً که میان بلا و نعمت او فرق نکردم!» پس این بیت گفت. شعر:
قال: صَدَقَ الحسین. آنچه خلق ندانست آشکارا کردن آن حسین چون توانست؟ دشمنان گفتند که در «ما مسنی الضر» زیادت دعوی است از پیغمبری که مع جلالته ایوب- علیه السلام- در نزول بلا گفت «مسنی الضر». تفسیر این غلط شنیدهئی. او در بلا آمد؛ جمال مُبلی میدید و از عین قرب نوال وصلت اصل مییافت. چون دانست که بلا ازو منقطع خواهد گشت از مفارقت بلا بنالید. حسین بلا و نعمت هر دو یکی میدانست. این منزل مریدان است. بلا بر نعمت گزیدن منزل پیغمبرانست زیرا که معشوق را در بلا رضاست، عاشق را در نعمت عالم بقاست. عرفان وصف اوست. بلا منزل فناست نکرات وصف اوست. معرفت در خورد عارف و نکره در خورد قدم. آنجاست که عجز در ادراک عین معرفتست، ونکره طوفان توحید. هر که از توحید با معرفت ماند «مسّنی الصرّ» گوید.و هر که از نکره با معرفت ماند، «ما مسّنی الضرّ»گوید. مکر زمان- علیه السلام- از مشاهدۀ مُبلی در بلا ساکن شد. حسین در کشوف اصل مستغرق شد، از زخم بلا ننالید. پیغمبران و صدیقان چون در تحقیق توحید سیر کنند، بلا و نعمت نزد ایشان یکی شود مادام که عواقب حال مشاهدۀ حق است. در صویحبات یوسف نگاه کن که چون در رؤیت یوسف- علیه السلام- آلام قطع دست ندانستند.