قرآن کریمبه زبان فارسی

فی الشطحیّة ۲۵ للحلاج

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

در شطح اشارت کند که «جملۀ حجاب بریدم، تا جز حجاب عظمت نماند. آنگه گفت که روح را بدل کن. گفتم: نمیکنم، مرا رد کرد بخلق و مرا بدیشان فرستاد.»

قال: حجاب خلقیت است، بسیار نیست قطع حدثان. حجاب عظمت قهر حق است. در بریدن آن راه نیست. حق ازو فنا خواست. او از حق طلب حظ کرد، چنانک سنت اولیاست در حب حیات از برای تحصیل عرفان صفات، لیکن در رجولیت تردد بود. لاجرم حق او را بدعوت خلق مشغول کرد، بحق خواندن نیابت مصطفی- علیه السلام- زیرا که اولیا نواب انبیااند. قال اللّه تعالی «و من قوم موسی امّة یهدون بالحق.» و قال- علیه السلام- «العلماء ورثة الانبیاء.» تصدیق این سخن آنست که ازو پرسیدند که «میان أنبیا و أولیا چه فرق است؟» گفت «پیغامبران را بر احوال مسلط کردند، تا مالک احوال شدند. ایشان در احوال تصرف کردند، نه ایشان را بر حال. حال بر ایشان تصرف کرد، نه ایشان در حال. معروفست که او در غلبۀ حال بود، مغلوب سکر بود در زمان بلا از سکر بصحو نتوانست آمد. اگر نه، قتل چون برو روا بودی سخن اهل سکر علم مجهولست.