قرآن کریمبه زبان فارسی

فی الشطحیّة ۲۶ للحلاج

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

از حسین پرسیدند که «محبت چیست؟» گفت «از جنت قلب است و جنت قلب لب اوست، و لبّ بموضع لطیفه است، لطیفه مقام حق است، مقام حق تملق است بدو.»

قال: صادق است، لب موضع لطیفه است. لطیفه در دل روح ناطقه است. آن لطیفۀ الهی مقام نظر تجلی حق است، در آن مقام یگان تجلی تملق جانست، که هیمان سر است بجمال معروف ازلی. این حالت را محبت نهاد، «والذین آمنوا أشد حبّاًللّه.» بتصرف حکمت اصول دل بنهاد، که عبارت از کونست. آنگه «حبّة دل» بنهاد، که عبارت از عرش است. آنگه لب بنهاد، که عبارت از کرسیست. آنگه عبارت از لطیفه کرد، که قبّۀ اخضر جلالیست. آنگه گفت «تملق»، یعنی اهتزاز عرش مقام حق است، یعنی سایۀ قرب استواست. اگر این صفات بشرط معارج بدانی، نسبت وجود تا بسر افعال و صفات بشناسی. آیت «الرحمن علی العرش استوی» معلوم کنی، چنانک عرش کبریائی و محامل نور بقائی- صلوات اللّه علیه- از نقطۀ استوا و عالم ابتدا از حق خبر آورد- جل اسمه. حق گفت- عز بقاؤه- که «لم یسعنی السماوات و الارض و یسعنی قلب عبدی المؤمن» یعنی محل امانت ماست، و موضع نور مشاهدۀ ماست، او بر کون مجتبی است، «فأبین أن یحملنها» و «جَعَله دکّاءً.»