اشارت در شطح کند در مقام انس، چون ازو مقام انس پرسیدند، گفت «ارتفاع حشمت است با وجود هیبت.»
قال: مستأنس بحق در قرب قرب افتد. برؤیت جمال متلذذ شود و لهش پدید آید. آنگه نزدیک شود، طریق جرأتش بگشایند، انبساطش پدید آید. چون بدو انبساط کند بسقوط حجت احتشام در امتحان، حق بنعت مراد وی او را شود. عاشق همچون طفل شود در کنار مادر. چون عزت احتشام ربوبیت برخیزد بحق، حق را مستأنس شود. اگر چنین نبودی، حدث در قدم چون ماندی؟ لیکن با بنده نور ابتداء هیبت بماند زیرا که در همه وقت داند که بنده بنده است، و حق حق. با همه انبساط در بساط عظمت ذرهئی شود. نبینی که مست کوه بادیۀ طور سینا در مقام انبساط چون گفت «ان هی الا فتنتک»؟ این رفع حشمت است. گفتن که «تضل بها من تشاء» بقاء هیبت است. وهم چنین «ارنی» گفتن ارتفاع حشمتست. و «تُبتُ الیک» وجود هیبت.