قرآن کریمبه زبان فارسی

فی الشطحیّة ۳۸ للحلاج

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

نزد شیخ ابی عبداللّه بن خفیف از آن حسینی این بیت برخواندند.

شعر

سر سنا لاهوته الثاقبسُبحانَ مَن أظهر ناسوتَه
فی صورة الآکل و الشاربثم بدأ الخِلقةَ ظاهراً

قال: شیخ گفت «لعنت بر قایل این باد! و بر معتقد این باد!» ممکن باشد که شیخ ندانست که قایل بیت حسین است. پنداشت که قایل بیت حلولیست. از آن سبب لعنت کرد و اگرنه، شیخ معتقدش دانسته بود و مذهبش شناخته. دانست که او اوحد زمانست در توحید. شیخ گوید که «حسین منصور عالمی ربانی بود. قُتِل ببغداد بباب الطاق.» علی بن محمد دیلمی- رحمة اللّه علیه- روایت کند که از شیخ پرسیدند که «در شأن حسین منصور چگوئی؟» گفت «مردی از مسلمانان بود.» گفتند «او را بکفر باز دادند.» گفت «اگر آنچه من ازو دیدم توحید نیست، در دنیا موحد نیست.» نیز ممکن بود که شیخ ضعف اعقتاد اهل مجلس بدانست. نگه داشت ظاهر ایشانرا. این لفظ بفرمود زیرا که بر أئمۀ صورت علم نگاه داشتن واجب است. اما اشارت این بیت نزد اهل مکاشفات و مشاهدات در مقام التباس معروف است. حاجت بشرح بسیار نیست زیرا که در مستحسنات و مستقبحات بسی تفسیرها رفت.

درین کتاب معنی این بیت آنست که گفت «پاک آن خداوندی که ناسوت را پدید آورد» یعنی آدم «و ازو ظاهر اسرار سناء ربوبیت» و حقایق انوار قدرت و جلال لطایف صنع و حکمت و طراوت فعل. پس ازین مشکاة بصنایع قدیم عرفان عارفان را از بدیع فطرت صورت آدم تجلی کرد بی مخالطت و ممازجت که او منزهست از اشکال حدثان. در صحت این حدیث حسین منصور سخن در عین معرفت راند. گفت: معروف ورای اوهام است. عارف با عرفان خود کیست؟ «القصة مع القصاص، و المعرفة مع الخواص، و الکلفة مع الاشخاص، و النطق مع أهل الوسواس، و الفکرة مع أهل الایاس، و الغفلة مع الاستیحاش، والحق حق، و الخلق خلق، و لابأس.» قال اللّه تعالی «و ما مِن اله الا اله واحد.» آنک در افراد قدم از حدوث چنین باشد حلولی چون باشد؟