قرآن کریمبه زبان فارسی

فی اشارة مقام اهل التمکین

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

خواجه آ! اگر ازین کهن سرای باز مشیمۀ «کن» شوی براه عدم، بدروازۀ قدم رسی. دایۀ اول ترا تربیت کند باغذیۀ «الست» بی اجرام عناصر هم زاد فعل شوی. آنگه چون بازآیی، در مربع چهارسوی عالم شخص را دایگی کنی. آنگه از نقش کرسی و مرقوم عرش علم «و علم آدم الاسماء» برخوانی، بجان آدم همرنگ آدم شوی، در جسم آدم گهی دُر، گهی سنگ، گهی لعل، گهی کوه، گهی جان، گهی تن شوی. از کون رنگِ کون بستانی، زبدۀ بحر صفت شوی. جان اکسیر اعظم در جسم جان شود. چون در عین اللّه عین را عین گشتی. توانگری ترا مسلم شد. چون توانگر شدی، از حق فردانیت جویی. در فرد فرد شدی، آنگه گویی «الفقر فخری.»