حسین منصور گوید در معاملات کلمه بعبارت شطح که «در دنیا هیچ حرفت نیست نیکوتر از گدائی کردن.»
قال: یعنی بر صوفیان دریوزه کردن نیکوست. این سخن در مقام سؤال و أدب این معنی گفته است، یعنی: هیچ نیست نیکوتر از سؤال از حق- سبحانه و تعالی- و اگر از غیر برای آن گفت که در آن تذلیل نفس است، و اسقاط جاه و قناعت بقلیل از کثیر و فراغ از دارین، و خروج از عساکر دنیا و تشبه بفقراء صحابه «الذین اُحصروا فی سبیل اللّه.» قال اللّه تعالی «و نهی النفس عن الهوی.» و نیز سید- علیه السلام- اهل سؤال را بسؤآل اجازت داد. سؤال کردن خود را خجل کردنست در حق و خود را از معرض متوکلان بدر بردن و با کم همه گمان نهادن بهر کامی بدنامی بخود آوردن یعنی: من گدای توام. از عین اللّه نظر اید مرید مکدی را خطاب آید که چند خود را برای ما ذلیل کنی؟ «الی الی! فأنا لک وأنت لی.» اینها سؤال برای خود نکنند. بلی، عاشقان سرمست را خدمت کنند این ادب از ایشان معروف و مشهورست. «خُذ من أموالهم صدقةً تطهرهم و تزکیهم بها وصل علیهم ان صلواتک سَکنٌ لهم.»