قرآن کریمبه زبان فارسی

فی وصفی ۲

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

ای جوهر سبوحی! در سلک حدث چند باشی؟ ای مرغ قدوسی! بر کنگرۀ کبریا چرا بر نپری؟ خفتان موسی در هاویۀ عشق انداز، تا در عشق همرنگ جان عیسی شوی. ناموس خطاب چند زنی، در چلیپا هزاهز چند نگری. هان که صحن سماوات قدم را مریخ بند توحیدی. ای کیوان عظمت نحوست! قهر برکالبد آدم انداز بر بام هفتم فلک جبروت و ملکوت بر شو، تا در بزم چون عطارد کدخدای ملک اتحاد شوی، تا کی از خاکدان حدثان؟ هان که سیمرغ ازل منتظر دانۀ جان شده است. کلمۀ کبریا بقهر استوا از تارک عرش برُبای. دامن سبحان تجلی از میدان کرسی بر گیر، تا بی کون عشق با تو بماند. زادگان مادر کون بکون بازده، که در عین فردانیت توحید بی تو بماند. اگرسست شوی، از یگانگی در عشق رعنا شوی. خاقانیان چین را بر در خرگاه حسن چلیپا پرست شوی. ای مسیح! کیستی تو؟ از دلق رنگین و حسب ننگین چرا در طبع چهارم با سوزن طبیعت ماندی؟ برگذار از صحن افلاک، که مرید «لاأحصی ثناءً» بی تو شراب یک تایی نمیخورد.