حصری در شطح گوید که «خواهیم که در نماز بی نماز باشی، و در روزه بی روزه. طاعت رسم است، حقیقت محو آن کند.»
قال: یعنی اگر حقیقت طاعت خواهی در عبادت صانع قدیم طاعت خود مبین تا بدان از معبود محجوب نشوی. که حقیقت پرستش محو گشتن است در رؤیت حق از رؤیت طاعت. نبینی که مُترائی هلال جلال چون نشان داد هلال جویان آسمان قدم را از دریچۀ نماز: «تعبد اللّه کأنّک تراه»؟ اگر خواهی که از خود باز رهی زبان بناز در راز بگشای که هم او از تو پیغام بخود رساند، و در رکاب مرکب ازل بی اجل ترا دواند. چون او را بینی از بوی و رنگ دمدمه جستی و از دست جام گیران شیاطین در باغ نماز رستی.