قرآن کریمبه زبان فارسی

فی شطح الحُصری أیضاً ۸

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

حصری در شطح گوید «کدام حسنه است که تو کردی، آن حق بتو بخشید. ترا در آن دیدم، لاجرم حسنه سینه شد.»

قال: یعنی چون اعتقاد کردی که قدیم را بمحدث یافتی، یا بنفس خود او را خدمتی کردی، طاعت معصیت شد، زیرا که عساکر قدر سابق را زبون پنداشتی و عرفان قدم در عدم بگذاشتی. باللّه قامت الاشیاء «و انّ الفضل بیداللّه یؤتیه من یشاء». تأویل در تنزیل ندانستی. خود از ازل کیست، تا ترا در کفّۀ میزان توحید و وحدت نهادی؟ علم تو با قدر چیست، چون پیش سیاف «یفعل اللّه» گردن بنهادی؟ نه حرف گویندۀ قدم و حان پویندۀ عدم- علیه السلام- در عزت توجید گفت «جف القلم» یعنی از قدر کیست عالم و آدم؟