قرآن کریمبه زبان فارسی

فی الروایة ۲۵ للحلاج

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

حسین روایت کند «از عصر قاضی، از امر مبین از ملک کبیر، که هیچ روزی برنیاید در عالم الا که با او ملکی برآید ندا کند اهل زمین را که اجابت کنند داعی حق را، و بشتابی بجوار ملک حی قیوم، آنک هرگز نبود که نبود.»

قال: عصر قاضی انست که درو عبودیت حق واجب شد بعد ازظهر؛ یا دهر دهار که سید گفت- علیه السلام- «لاتسبوا الدهر»، حق قسم کرد، گفت «والعصر»؛ یا آن زمان که درو کون بدایت کرد و این دهر مستوفی حضرتست اهل آجال را تا روز قیامت. آنچ مرا صحیح افتاد ازین معنی، زمان سید است که برش خواست- علیه السلام- چون گفت که «خیر القرون قرنی.» حق بزبان دهر با اهل أنوار و أسرار سخن گوید.

امر مبین قرآنست، در آسمان و زمین بیانست. قال اللّه تعالی «فاذا جاء أمر اللّه»؛ یا قضا و قدرست یا الهام بنعت امر؛ حقیقت این روح مقدسه است. حق بیان کرد، گفت «قل الروح من أمر ربی.» روح و عصر و نور حیات غیب از یکدیگر گیرند اجرام و اجسام ایشان هر دو خلاصۀ کون‌اند. روح مخاطب و مخاطب است. سیر در ملکوت دارد و از جبروت خبر آرد.

این حدیث که روایت کرد، هم چنین صادرست از معدن رسالت- صلوات اللّه علیه و آله- و این مَلَکیست که بر قرصۀ شمس نشیند؛ و بمخاریق نور شمس را از مشرق بمغرب راند. ازمات شمس بدست دارد و لسان انوار با اهل اسرار گوید: هین ای عاشقان بمعشوق! هین ای شایقان بمشوق! هین از عارفان بمعروف! هین ای ذاکران بمذکور! «فانّه أشد الیکم شوقاً» چنانک در حدیث مذکورست. این خطاب نشنوند الا مراقبان عشق و شاهدان غیب و ملازمان قرب و گوش داران وحی، و حاضران غیب و راسخان علم «الذین یستمعون القول فیتّبعون أحسنه، أولئک الذین هدیهم اللّه و اولئک هم أولوالالباب.»