حسین روایت کند «از فطرت ساطعه، از معرفت اصلی، از کلمۀ علیا، از وضع مجید از حق- سبحانه و تعالی- که من هیچ نعمت نکردم بر بنده بزرگوارتر از معرفت خویش، و مشاهدۀ خویش و استماع کلام خویش بآن برسانم بنده را بعزت و عظمت وجلال خویش.»
قال: فطرت را معنی گفتم. خاصیت این لفظ این جای دین حقست که در ازل خویش سنت نهاد عبودیت را الی أبد الآباد. معرفت اصلی الهام و اشارت حق است، و آن اصل صفاتست، موضع آن نفس فطرت است. کلمۀ علیا توحیدست و آن تعریف حق است بنده را از برای افراد قدم از حدوث، و آن شواهد قول اوست «ألست بربکم». و این کلمه بود که حق خبر داد «و کلمته ألقاها الی مریم»، و آن روح عیسی است- صلوات اللّه علیه. حقیقت این کلمۀ «لا اله الا اللّه» است و این «کلمة اللّه هی العلیا». صنع مجید ظهور حق است بنعت کشوف درین راویان که خبر داد یا فعل مجیدست یا حجاب نور است یا حجاب قدس است، یا تقدیس در تلبیس است، یا ظهور قدم در التباس است. آنچ خبر داد از معرفت و مشاهده که از نعمتها گرانمایهتر از آن نیست، زیرا که اتصاف است بر صفات خلود مترقی شدن بنعت خلق ربانی. قال اللّه تعالی «اذکروا نعمتی التی أنعمتُ علیکم.»