قرآن کریمبه زبان فارسی

فی تعبیر نفسی ومناجاتی مع اللّه

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

ای جاهل بت پرست! تو از بندگی قِدَم کیستی؟ ای کمترین ذرّۀ هر ناچیز! تو باری کیستی؟ نبینی که بتیره زبان محبت چون دوال دعوی بر طبل معنی زدند، کس از ایشان نشنید، و اثر ایشان بعد از عدم در عدم ندید؟ چون مرغ عیسی شو، از روی آفتاب قدم شرم دار، که صد هزار صف کرّوبیان از معرفت بی زبان‌اند واز نکرات در بیخودی حیران. ای کریمی که قِدم ترا سزاوار است! ای سلطانی که در مشیّت قدر ترا سلطنت کارست! بجان هر جان که برین بی جان رحمتی کن، و از آن که تو از خود دانی برین بی نوا نعمتی کن، که از دست تنگی معرفت رنجورم و از جمال جلال ازل مهجور. بیت:

با من بساز، دانم بر تو سبک نشیندجانم مسوز، دانی بر من گران برآید.