قرآن کریمبه زبان فارسی

فی حیرة التوحید

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

خرقه سوزا! تا کی این مخرقۀ دلربا؟ تا کی این مزبله در هودج کبریایش که پیش آهنگ مطایاء قدم رفت. در بیابان هویّت محمل داران الوهیّت از بی راهی حَدث در قدم گم گشتند. تولاف از منزل حکمت کیوان چه زنی؟ از دریآء مسرمد صفات بغربیل دریده جان آب وحدت چه پیمایی؟ در اندازدر بحر طوفان کفر و ایمان تا نهنگ قهر از رسوم شکم سیر کند. تو آنگاه از آن لجه بسفینۀ قدم از عدم بگذر. چون رسیدی، بدانی که هیچ ندیدی. رو مریم طبیعت را قابلۀ عیسی جان شو، زیرا که «بثالث ثلاثه» متهمی. در دکان آیات رنگ رزی کن، چه درخورد وحدتی، ای دزد چادرحورا! توو من ازآن پهناای. ای سراق شواق طرازان خرد! چند خریطه کش اعمار نفس کافر گشتی؟ چند از کاس امتحان طبیعت زهر «ولقد همّت به وهم بها» چشی؟ اگر عاشقی، دست بریده کو؟ اگر والهی رو در بیابان «ارنی» گوی، موسی بی عصا جوی. عقل رعنا را در کفر و ایمان بدخو کردی. این چه رنگ بوقلمونست که در شهر ساغر کشان عشق آوردی! اگر «ارنی» گویی، چرا در دشت مدین گله بانی کنی؟ اگر رنگ زحل قدم گرفتی. چرا بر صحن چهارم چون عیسی دردمند پاسبانی کنی؟