قرآن کریمبه زبان فارسی

ایضاً فی شطحیات أبی یزید ۸

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

ابوموسی گوید که مردی از ابویزیدمسئله پرسید. ابویزید خاموش شد. مرد تند شد و گفت «من حاجتی بتو ندارم. یک نفس بزنم، و ترا و بسطام را بسوزانم.» ابویزید گفت «اگر ترا استحقاق بودی، درین یک چشم کورت رفتمی، و از آن بینا بدر آمدمی چنانکه تو ندانستی.»

قال: خداوند بدین نادران که ابویزید روحانی صفت بود. جسم و جان یک رنگ شیطان مطرود درگوشت و پوست گذر کند، و او هم چشمی دارد. تو ندانی که ابویزید با کمال معرفت بگذرد؛ عجب نیست، که اگر در حجر صَلد رفتی، از قدرت حق و کرامت وی عجب نبودی. ادریس- علیه السلام- آنگه بر آسمان شد که در همه اعیان کثیف او را نفاذ پدید آمد، این سخن تعلق بروحانیات دارد. تو از حکمت کثافت جسم چه دانی؟ ایشان همه روح‌اند. در اشارات مهتر بنگر که چه میگوید در این باب؟ چون گفت «نَحنُ مَعاشر الانبیاء أجسادُنا أرواحُنا». خاک ایشان از تربت بهشت است، روحشان از نور عرش. چون غبار کون بیفشاند، اصل با اصل پیوندد، در همه اقطار کون چون باد بگذرد.