قرآن کریمبه زبان فارسی

ایضاً فی شطحیات ابی یزید ۸

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

بایزید گوید که «مثل من در آسمان و زمین نبینی.»

قال: سخن مستان معرفت در سکر با معشوق جز خود کس را نبیند از غیرت بر عشق. نبینی که مرغ سلیمان از سر مستی با معشوق خود میگفت که «سر درآور، والا ملک سلیمان را بمنقار برگیرم ودر بحر قلزم اندازم». عاشقانرا این قاعده است. نیز اگر کسی گوید از روی عقل که «مثل من کس نیست» بعینه راست میگوید. «خَلَقَکم اطواراً». ممکن شود که آن برش می‌خواهد که در دهر بایزیدی دیگر چون من نیست.

نبینی که حق سید را گفت «قل انّما أنا بشر مثلکم»؟ او در محل مستی گفت «لستُ کأحدکم» و در خلقت بآدم و ابراهیم مانست. نیز روا باشد که چون از معبد خاک و منفذ آب بگذری و از مقر عالم تقدیر بر پری از نطق هر ذرّه‌ئی صورت أنائیت حق شنوی. او ناطق بوصف خویش از زبان همۀ عارفان، گفت «سبحانی!» گوید: آن حق بود که بزبان وی وصف خود کرد «نطق اللّه علی لسان عمر». نبینی که در گرمی حال مرغ جانش چون بشمشیر تجلی یگانگی حلقش بریده شدی، در منزل «لایموت فیها و لایحیی» کشته بودی، ندانستی که او کشته است؟