قرآن کریمبه زبان فارسی

ایضاً فی شطحّیات أبی یزید

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

بایزید گوید که «مثل من نبینند، مثل من بحر بی کرانه است، که اول و آخر ندارد.»

قال: مثل این سخن را بعضی تفسیر گفته شد. او در ملک معرفت از روی غیرت خود را بی مثل یافت. این چنین بیند آنکس که مشاهد جمال ازل شود؛ در مقام وحدت کثرت نداند. گفت: اگر مثل من بودی، مثل بدیدی، زیرا که مثل من چون من بودی؟ من از من غایبم؛ در حق فانی، بحق باقی. در عین جمع کل‌ام، از ذات بذات، و از صفات بصفات، و از فعل بفعل و از نعت بنعت، و از اسم باسم متصف. او چون من نبودی، زیرا که چون خلقیت برخاست، احدیت بماند. آنکس که این درجه بیابد، از خود بما ننگرد. بحر وحدانیت شد موحِّد در موحَّد از آن کرانه بیافت. «قل لو کان البحر مداداً». معنی وقتی مُسرمد و بحری بلا شاطی دان.