قرآن کریمبه زبان فارسی

ایضاً فی شطح جنید

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

جنید گوید که «من در سه حالت بودم: یکی در حالتی بودم که، اگر بر من هر که در آسمان وزمین بگریستی از شدت تحیّر من عجب نبودی. دیگر در حالتی شدم که، اگر بر هرکه در آسمان و زمین بگریستمی، از غیبت ایشان از حق و جهد ایشان بدو عجب نبودی، دیگر در حالتی شدم که جز نعت قدیم و قدرت و مشیت و ملک و قضیت ندیدم. اوّلیت را و آخریّت را مطالعه کردم. آنگاه از همه غایب شدم و از همه فانی شدم، ودر همه باقی شدم.

قال: حال او عجز خود دید از ادراک حقیقت حق. آنکه حسن باشد در درد نایافت، شاید که بر وی بگریند. دوم دیدن عجز خلق از یافتن حقیقت باری؛ ایشانرا هم چون خود عاجز دید، گریستن بر ایشان واجب. چون نگریند بر دست تنگانی که از عین الوهیت و ادراک حقیقت پیوسته تا ابد دست تنگ و دل تنگ خواهند بود؟ زیرا که ویرا بحقیقت کسی نیافت و نیابد. حال سیوم فناء کون در حق دید. آنگه رؤیت حق یافت بحق در حق. چون خود را فنا دید، تلطف حق او را دست گرفت. در آشنائی عشق ساکن گردید تا در مقام صحو، بحق باقی گشت. این عزت عزت تنزیه است. هر که بدان متصف شد، عزیزی گشت، که بدو خواری حرمان و خذلان راه ندادند.

این تفسیر خطاب ازلیست. برگزیدگان ملک ابد را دایم قیوم- جل جلاله- گفت «من کان یرید العزّة فللّه العزّة جمیعاً» «وللّه العزّة و لرسوله و للمؤمنین». سخن دانا! اگر گرد براق این دلبر در میدان فنا بینی، این دلستان پر داستان را در بزم بقا بشناسی. اگر روی چتر دولت شوق سوی خطّۀ اقالیم چین قدم کند در بیابان امتحان از اسب قدر نعل عدم بیندازم. از روی صورت تواضع در کون ساکن خانۀ مفلسانم، لیکن بی جان ورای قمۀ آسمانم.