قرآن کریمبه زبان فارسی

فی شطح أبی عمرو بن عثمان المکّیّ قدّس اللّه روحه

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

ابوعمرو مکی گوید که «زواید یقین از بلندی کواشف حضورست. آنگاه که پردۀ غیب بردارند از دل، آنگه دل غیب ببیند.»

قال: دلی که شاهد ملکوت باشد و عاشق جبروت اشکال غیبی بدیدۀ روح ببیند و جهان جاوید بدیدۀ عقل. «عالم الغیب فلا یُظهر علی غَیبه أحداً الا من ارتضی من رسول». مقام مکاشفان را از واضحات آیات نشانۀ بسیارست. حدیث حارثه «کانی أنظر الی عرش ربی بارزاً» بنگر. غیب تا آنگاه غیب است که ننماید. چون مکاشف شد، ظاهر خوانند نه غیب. رؤیت غیب یقین را زیادت کند و کذلک «نری ابرهیم ملکوت السماوات و الارض».

جنگ گران بی باک در حضرت بی باراند، و از دو جهان در مشاهده بی کار. عروس غیب چون جان آن آشفتگان بیند، چهار بالش غیب مر ایشان را دهد. در آیینۀ کشوف سطور لوح محفوظ بنماید. آن گل رویانرا بخزان امتحان روی زرد دارد. بر آیینۀ بلا از آن بلا کشان گرد دارد، بهار ذوالجلالی از باغ جاودانی فرش رنگین جان بخشید. تو ندانی که ماه رویان ازل را پرده بر دارند و مکنونات غیب از ایشان نهان ندارند؟ چون جان جانان شد پنهان، بچشم جانان بیند و از دست رضوان مشاهدۀ بی امانت مفتاح «وعنده مفاتح الغیب» گیرد.