شیخ ابونصر گفت: از پیامبر روایت شده که فرموده«خدا نیکیِ هر کس را بخواهد فهم دین را بدو میبخشد». گفتهاند که به حسن بصری گفته شد فلانی فقیه است. حسن گفت: آیا به راستی تا امروز فقیه دیدهای؟ فقیه کسی است که دنیا را پس پشت میگذارد و روی به آخرت مینهد و در کار دین بیناست و گفتۀ خداوند است که باید در کار دین دانا گردید. دین نامی است که تمامی احکام در آن پوشیده و پیدا میشوند و تفقه در دین، تنها فهم این احکام و معانی این احوال چون طلاق و بنده آزاد کردن برده و ظهار و قصاص و سوگند و تعزیرات نیست؛ چون که در طول زندگی شاید حادثهای رخ ندهد که نیازمند این احکام گردیم و هرگاه پیش آمد از حکم آن پرسیده میشود و از عالم تقلید میگردد و حُکم فقیه را به جا میآورد و واجب از او ساقط میشود تا حادثهای دیگر، اما احوال و مقامات و مجاهداتی که صوفیان در آنها دانا میگردند و از حقایق آنها سخن میگویند همۀ مؤمنان نیازمند آنهایند و شناخت آنها بر همه کس و در همه جا واجب است. مسائلی چون صدق، اخلاص، ذکر خدا، دوری از غفلت و مانند آنها وقت معینی ندارند بلکه در همه حال بر بندگان واجب عینی هستند.
بنده باید بداند که چه بر جسم و دل و ذهنش میگذرد. اگر حقی است از حقوق بایستی بی درنگ آن را بگزارد و اگر خواهشی از خواهشهای نفسانی است بی درنگ بگذرد. خدالوند پیامبر برگزیدهاش را فرمود: «هرگز پیرو کسانی مباش که قلبشان را از خویش غافل کردیم و دنباله رو نفس خویش گشتند و در هر کاری زیاده رفتند» (اسرا/ ۵۹). که هر کس نکتهای از این نکات را از یاد برد فقط از سر نا آگاهی و غلبۀ غفلت است. بدان که دریافتهای صوفیان در معانی این دانشها و شناخت دقایق و حقایق آنها بیشتر از یافتههای فقیهان در مسائل و احکام ظاهری دین است چه دانش تصوف را نهایتی نیست. این علم اشارات و خواطر و عطایا و الطاف خداوندی است که آشنایان راه را در خویش فرو میکشد اما دانشهای دیگر عرصه محدود است. تمامی دانشها در نهایت به دانش تصوف برمیگردند و عکس آن صادق نیست. تصوف را نهایت نیست چون که مقصود و موضوع آن انتها ندارد.
تصوف، علم فتوح است که خداوند بر دلها برگزیدگان برای درک کلام و دریافت خطابهای خویش میگشاید- هرگونه بخواهد و هرگاه بخواهد-.
خداوند- عزوجل- فرموده: بگو اگر دریا مدادی گردد تا کلمات خدا را بنویسد بحر پایان میپذیرد پیش از آن که کلمات او پایان گیرند. هر چند بحر دوباره از همچون خودی نیرو بگیرد (کهف/ ۱۰۹). و فرمود: اگر سپاس گزارید زیادهترخواهید شد (ابراهیم/ ۷). و افزونیهای خداوند را نهایت نیست و شکر، خود نعمتی است که شکری دیگر را میخواهد و همین سان پیوسته افزونتر... و توفیق از خداست.