قرآن کریمبه زبان فارسی

باب نهم در ذکر روایی تخصیص در علوم دین و تخصیص هر علمی به اهل آن و طرد آن که علم را با پندار انکار می‌نماید

اللمع فی التصوف — ابونصر سراج طوسی

شیخ ابونصر- رحمة الله- گفت: گروهی از علما منکر تخصیص در علم شریعت هستند و خلافی هم میان امت در این نیست که خداوند تعالی پیامبرش را به ابلاغ فرستاده‌هایش فرموده است: ای پیامبر، برسان آنچه را به تو نازل کردیم (مائده/ ۶۷). از پیامبر نیز روایت شده است که گفت: اگر می‌دانستید آنچه را که من می‌دانم، کم می‌خندیدید و بسیار می‌گریستید. اگر علمی که یاران نمی‌دانستند از علوی بود که بایستی پیامبر می‌گفت دریغ نمی‌کرد و اگر یاران پیامبر روا بود که بپرسند ازو می‌پرسیدند حال آن که خلافی نیست در این که اصحاب رسول هر کدام به علمی خاص ممتاز بودند چنان که حُذَیفَه نام منافقان را می‌دانست و آن را پوشیده می‌داشت و حتی روزی عُمر از او پرسید من از آنانم؟ و نیز از علی(ص) روایت شده که گفت: پیامبر مرا هفتاد باب دانش آموخت که دیگری را نیاموخته بود. و این مسائل در پایان کتاب آمده است. اما یادآوری آن تنها بدین جهت است که دانسته شود که علمی که بین اصحاب حدیث و فقه و صوفیه پخش شده است علم دین است. و هر گروهی را در دانش خویش کتاب‌ها و نوشته‌ها و اقوال و نیز پیشوایان مشهور است. و همگی بر آنند که هرگاه اصحاب حدیث به مشکلی برمی‌خورند و انگیزه‌ها و رازهای اخبار و شناخت رجال را درنمی‌یافتند به فقیهان مراجعه می‌کردند همان گونه که فقها هرگاه به مشکلی برمی‌خوردند به اصحاب حدیث روی می‌آوردند. همچنین هر کس پرسشی دربارۀیافته‌های درون و اسرار پیشینیان و کردارهای دل داشت صوفیان با اشارات لطیف و معناهای ظریف آن را می‌گشودند و او را نا امید و سرگردان نمی‌گذاشتند و همه باید در این باره به کسی مراجعه کنند که شایسته و آشنای این علوم و دقایق آنهاست و هر کس که جز این راه رود خطا کار است و کس را نرسد که در حق متصوفه زبان دراز کند در حالی که با احوال روحی آنان آشنا نیست و به خود گمان برد که از نیکان است و خود را هلاک سازد. خداوند ما و شما را از آنان در پناه دارد.