شیخ ابونصر گفت: هیچ تنازعی میان بزرگان در این باره نیست که خداوند در کتاب خویش از زنان و مردان صادق و عابد و خاشع و مخلص و نیکوکردار و خائف و امیدوار و عابد و بردبار و خوشنود و متوکل و دوست و متقی و برگزیده و برکشیده و اَبرار و مقربین یاد کرده است و نیز خداوند از گواهان یاد کرده است و گفته است کسی که گوش فرامیدهد شاهد است. و خداوند دلهای آرام را یاد کرده و فرموده است: همانا که با یاد خدا دلها آرام میگیرند (رعد/۲۸). و سابقان و میانهروان و شتابندگان به نیکوییها را نام برده و پیامبر(ص) نیز فرموده است: از امت من کسانی اهل کلام و حدیثند و عمر از آنهاست. و نیز چه بسیار خاک آلودگان تهیدست هستند که نیکوکارند و براء از آنهاست. و به وابصه گفت از«دلت فتوا بگیر» و دیگر کس را چنین نگفت. و نیز پیامبر گفت: با شفاعت مردی از امت من گروهی چون ربیعه و مُضَر به بهشت درآیند، آن مرد را اویس قرنی گویند. ودر حدیث دیگر: از امت من کسانی هستند که گاه قرائت قرآن از خداوند هراسانند به راستی که طلق پسر حبیب از آنان است. و پیامبر(ص) گفته است که: از امت من هفتاد هزار کس بیحساب به بهشت درآیند. گفته شد آنان کیانند یا رسول الله(ص)؟ گفت: کسانی که دزدی نمیکنند و به خداوند خویش توکل مینمایند.
اخبار و آثار در امثال این روایات بسیار است و حرفی نیست در این که همۀ اینها از امت پیامبرند و اگر از امت نباشند و وجودشان نابودنی میبود خداوند آنان را در کتاب خود یاد نمیکرد و پیامبر آنان را وصف نمینمود. وقتی ما ایمان را در همۀ افراد برگزیده میبینیم اما این طایفه را شایستۀ نامی خاص نمیشماریم گواه برگزیدگی آنان است. و هیچ کس را تردیدی در این نیست که پیامبران از صوفیه به خدا نزدیک ترند و آنان آدمیانی هستند چون آدمیان دیگر که میخورند و میخوابند و دچار حوادث میگردند اما ویژگی خاصی علاوه بر این موارد آنان را از دیگران ممتاز و متمایز میسازد و برمیکشد چون که رازی بین اینها و خداست. پیامبران و نیز صوفیان، یقین و ایمان بیشتری نسبت به حق دارند و خداوند به همین جهت با آنان سخن میگوید و به سوی خود میخواند جز این که پیامبران یگانهاند در هستی که وحی و کتاب و رسالت را از آن خود میسازند و دیگران را بایستگی آن ندادهاند- و خدا داناترست-.