شیخ گفت: از ابن سالم شنیدم که در باب ذکر گفت- وقتی از او پرسیده شد- ذکر سه گونه است:
۱-ذکر زبانی که برای هر ذکر ده برابر پاداش است.
۲-ذکر قلبی که برای هر ذکر هفتصد برابر پاداش است.
۳-ذکری که نمیتوان ثوابش را اندازه گرفت و به عدد در نمیآید و آن سرشاری از محبت خداوند و شرم از قربت اوست.
ابن عطا را گفتند: ذکر با باطنهای آدمیان چه میکند؟ گفت: آن گاه که یاد خدا با پرتو خود، حق را روشن سازد رعونتهای خودخواهانۀ بشری در انسان نابود میشود. سهل بن عبدالله گفت: هر که پندارد که ذاکر است اهل ذکر نیست. گفتند پس ذکر چیست؟ گفت: درک درست این نکته که خداوند تو را مینگرد و تو هم با قلبت او را ببینی که نزدیک توست و از او شرم کنی و خدا را بر خود برگزینی.
شیخ گفت: خداوند میفرماید:«خدا را چنان یاد کنید که پدرانتان را یاد میکنید بلکه بیشتر از آن»(بقره/ ۲۰۰) و در آیهای دیگر: خدای را بسیار زیاد یاد کنید(احزاب/ ۴۳) که کوتاهتر از آیه نخست است. آن گاه آیهای دیگر گفته است که: مرا یاد کنید، تا شما را به یاد آورم(بقره/ ۱۵۲). پس یادکنندگان خدا درذکر متقاوت هستند همان گونه که در خطاب تفاوت دارند. یکی از پیران را از معنای ذکر پرسیدند گفت: مذکور یکی است اما ذکر مختلف است و محل قلوب ذاکران هم متفاوت است. اصل ذکر اجابت خدا با توجه به لوازم و اسباب است. و یاد دو گونه است: گونهای از آن همان لاالهالاالله گفتن یعنی تهلیل و تسبیح و قرآن خوانی است. و گونۀ دیگر آگاهی دل از شرایط ذکر است: این که بدانی که خدا بی همتاست در اسامی و صفات و نشر احسان و چیرگی فرمان بر همۀ آفریدهها. امیدواران را با نویدهایش یاد کرده و خائفان را با عقوبتهایش و متوکلان او را یاد میکنند با علم به این که خداست روزی رسان آنها، و مراقبان دل به اندازۀ آگاهی دلِ خویش خدا را یاد میکنند و مهرورزان به اندازۀگشایش نعمتهای او.
شبلی را از حقیقت ذکر پرسیدند؟ گفت: فراموشی خود ذکر، یعنی یادکردهایت را برای خدا از ذهن دور کنی و هر چه جز خداست از یاد ببری.