از جنید پرسیده شد که کدام یک برتر و تمام تر است: استغنای با خدا یا نیازمندی به خدا؟ گفت: نیازمندی به خدا، موجب غنای با اوست. هرگاه نیازت درست گشت، غنایت کامل میگردد. پس نباید گفت کدام برتر است چه که این دو هیچ کدام بی دیگری تمام نخواهد بود. هر کس که نیازش راست شد غنایش درست میگردد. گفت از یوسف بن حسین نشانۀ توانگری را پرسیدند گفت: آن که غنایش برخاسته از دین باشد نه دنیا. و گفته شد: چهسان غنی میتواند در بی نیازیِ خود پسندیده گردد و سرزنش نشنود؟ گفت: هرگاه که غنی، خواستهها را از راه درست به چنگ آرد و ناراست نرود و در کار و کوشش خود یاریگرِ بِرو تقوا باشد و در بازرگانی گناه و دگرآزاری را یاوری نکند. دلش گروگان مالش نباشد و از دست دادن خواسته اندهگینش نسازد و به نیروی خود اُنس نگیرد و در غنای روحی نیازمندی داشته باشد و در نیاز خود استغنا را پیشه سازد و گنجورِ گنجهای حق گردد و غنایش برای خدا باشد نه بر ضد خدا. هرگاه این صفتها را یافت از اهل فوز و نجات است و به بهشت درخواهد آمد البته پس از فقرا و پانصد سال دیرتر. چه پیامبر(ص) فرمود:«فقرای امت من پانصد سال پیش از اغنیا به بهشت درآیند.»
عمروبن عثمان مکی را از غنای جامع و کامل پرسیدند. گفت: غنای از غنا؛ چون اگر غنا تو را بی نیاز کند همواره محتاج همان خواهی بود، اما اگر خدا تو را غنی سازد- نه فقط پول و خواسته- از غنا و جز آن همیشه مستغنی خواهی شد. جنید گفت: هر که را خداوند با حقیقتِ غنا آشنا ساخته باشد، درد و رنج فاقه دیگر او را نخواهد آزرد.