قرآن کریمبه زبان فارسی

[گفتار در اشارت]

اللمع فی التصوف — ابونصر سراج طوسی

شیخ گفت: اگر کسی بپرسد که معنای اشارت چیست باید به او کلام خدا را گفت: مبارک است کسی که(فرقان/ ۱) این«کسی که» همچون کنایتی است و کنایه چون اشارت در لطافت و اشاره را جز بزرگان اهل علم درنمی‌یابند. شبلی گفت: تمامی اشاره‌هایی که آفریده‌ها به آنها به حق اشاره می‌کنند به خود آنها باز می‌گردد تا این که اشاره کنند به خدا با خود خدا که بدین مرتبه هم راهی ندارند. بایزید گفته است: آنها که بیشتر به خدا اشاره می‌کنند بیشتر از دیگران از خداوند دورند. مردی به نزد جنید آمد و ازو پرسشی در مسألۀ اشاره کرد، جنید با چشمانش به آسمان اشاره کرد. مرد به او گفت: ای ابوالقاسم بدو اشارت مکن چه او از این اشاره هم به تو نزدیک‌تر است. جنید گفت: راست گفتی و خندید.

از عمروبن عثمان حکایت کرده‌اند که گفت: حقیقت یاران ما توحید است و اشارت آنها شرک است. و صوفی‌یی گفته است: همه می‌خواهند به خدا اشاره کنند اما هیچ کس چنین توان و راهی به سوی او ندارد.

از جنید حکایت شده که مردی را گفت:«او» که می‌گویی اشاره است، چه مایه اشارت بدو می‌کنی، رها کن تا او به تو اشارت کند.

بایزید گفت: هر که با علم به خدا اشاره کند کافر شده است چون وقتی با علم به چیزی اشاره می‌کنیم، معلوم را می‌شناسیم و هر که با معرفت بدو اشارت کند ملحد گشته است چه اشاره با معرفت وقتی است که شناخته محدود باشد. از دُقی شنیدم که گفت: زقاق را از«مرید» پرسیدند گفت: حقیقت مرید آن است که به خدا اشاره کند و خدا را با خودِ اشاره دریابد. بدو گفته شد کسی که حالش دچار سختی می‌گردد چگونه است؟ گفت او خدا را با اسقاط اشاره می‌یابد و این مسأله بیشتر دربارۀ جنید گفته شده است.

نوری گفت: قربِ قرب در اشاره‌های ما به حق، همان بُعدِ بعد نسبت به اوست و یحیی بن معاذ گفت: هرگاه مردی را دیدی که با اعمال خود اشاره می‌کند- یعنی اهل عمل است- بدان که طریقش طریق ورع است و اگر دیدی به علم اشاره می‌کند، بدان که طریقش طریق عبادت است و اگر دیدی به امنیت در رزق اشاره می‌کند طریقش زهد است و اگر دیدی به آيات اشاره مي‌كند طريقش طريق ابدال است و اگر ديدي به نعمت‌ها اشاره می‌کند طریقش طریق عارفان است. ابوعلی رودباری گفت: همۀ علم صوفیانۀ ما اشارت است، اگر به عبارت بدل شد، پوشیده می‌شود. مردی از ابویعقوب سوسی چیزی پرسید و در پرسش خود اشاره‌ای کرد،ابویعقوب به او گفت: مردک، ما پاسخ تو را بدون این اشاره برمی‌آوریم و گویا ابویعقوب از کار او رنجیده بود.