شیخ گفت: شنوندگان سماع بسیارند و روحیههای متفاوت دارند. برخی از آنها فقط به صدای خواندن قرآن گوش میدهند و جز آن را نمیشنوند و دلیل کارشان را هم گفتۀ خدا میدانند که: قرآن را به ترتیلِ نیکو بخوان(مزمل/ ۴). و دیگر: هان، با یاد خداست که دلها آرام میگیرد(رعد/ ۲۸). و نیز: این قرآنی است که از آن، پوست خدا ترسان به لرزش درآید و سپس با یاد خدا دلها و پوستهاشان نرم گردد(زمر/ ۲۳). و گفتۀ دیگر خداوند: آنها که چون خدا یاد کرده شود دلهایشان بیمناک میشود(حج/ ۳۵).و دیگر: از قرآن که هر چه فرستادیم درمان بود و شفا(اسراء/ ۸۲). و نیز: آنها که سخنها را میشنوند و بهترین را پیروی میکنند(زمر/ ۱۸). و آیهها در این باب بسیار است.
همچنین اینان به گفتههای پیامبر چنگ میآویزند که فرمود: قرآن را با صدای خوش زینت دهید و پیامبر به ابن مسعود گفت: بخوان. گفت: من بخوانم حال آن که قرآن بر تو فرود آمده است. پیامبر گفت: من دوست دارم که قرآن را از زبان دیگران بشنوم. براء گفته است از پیامبر شنیدم که میخواند«والتین و الزیتون» و هرگز قرائتی نیکوتر از او نشنیدم. و گفتۀ خود پیامبر(ص) که «سورۀ هود و همانندان آن مرا پیر کرد.» و به ابوموسی گفت: یکی از مزامیر آل داوود را به تو بخشیدهاند. روزی از پیامبر پرسیدند چه کسی بهتر از همه میخواند؟ گفت: هر که در حال خواندن از خدا هراسان باشد. پیامبر روزی بر گروهی از اهل صفه گذشت که از بیجامگی، برخی پشت برخی دیگر پنهان میشدند و یک نفر هم برایشان قرآن میخواند و پیامبر(ص) خواند«چگونه خواهد بود آن گاه که از هر گروهی گواهی گرد آوردیم»(نساء/ ۴۱) و از حال رفت و خواند:«اگر آنها را کیفر دهی همه بندگان تواند»(مائده/ ۱۱۸) و گریست. پیامبر هرگاه آیت بشارت میخواندند دعا میکرد و شاد میشد و چون آیۀ عذاب میخواندند دعا میکرد و به خدا پناه میبرد. و در این باره خبر بسیار است و هر که شنیدن قرآن را برگزیند باید بدو گفت از پیامبر روایت شده است که گفت: قرآن خواندنی که همراه با ژرفاندیشی نباشد، چندان مبارک نیست. خداوند شنوندگان قرآن را دو گروه ساخته است:
۱-گروهی در این آیهها جا میگیرند که: از مردمان کسانی هستند که به سخن تو گوش میدهند تا وقتی نزد تو هستند(محمد/ ۱۶). اینها فقط به قرآن گوش میدهند و با دل از آن بهرهای نمیبرند. خداوند اینان را نکوهیده و بر دلشان مهر نهاده است و اینان از همان دسته مردمانند که خداوند در بابشان فرمود: چون آنان نباشید که میگویند شنیدیم ولی نشنیدهاند(انفال/ ۲۱).
۲-گروه دیگر آنهایند که خداوند چنین وصفشان نموده است: و هرگاه بشنوند آنچه را که به رسول فرستادهایم...(مائده/ ۸۳). اینها کسانی هستند که به راستی قرآن را شنیدهاند چه با دل بدان گرویدهاند و از بُنِ جان سخنان خدا را نیوشیدهاند. خداوند آنان را ستوده و فراوان در قرآن یادشان نموده است. اگر بخواهم همۀ آنچه را که در این باره آمده است بیاورم مثلاً کسی از صحابه و تابعین و بعد که قرآن را شنیده و بیهوش شده و گریسته یا مرده است و یا یکی از اعضای بدنش جدا شده و یا غش کرده؛ بسیار است و سخن دراز خواهد شد.
یکی از آنها زرارةبن اَوفی است که از صحابه بود. روزی روی به مردم کرد و آیهای خواند و از حال رفت و مرد. دیگر ابوجُهَیر از تابعان بود که روزی صالح مُرّی آیهای برایش خواند نعره کشید و مرد.
از شبلی حکایت شده که روزی ابوعلی مغازلی ازو چیزی پرسید. شبلی گفت: جه بسیار پیش میآید که بر گوشم آیهای از قرآن فرود میآید و مرا از ترک چیزها و اعراض از دنیا دور میسازد و من احوال خود را مییابم و به میان مردم میروم اما این حال چندی نمیپاید و دوباره به حالت اول برمیگردم. و در پایان گفت: هر چه از قرآن در گوشت طنین انداخت و تو را به خود جذب کرد، بدان که رحمت خداوندی است و لطف او برای توست و چون به خود برگشتی بدان که آن هم شفقت خداست بر تو. چه در بُرش و کشش از او حول و قوهای از خود نداری.
از احمدبن ابوالحواری حکایت شده که از ابوسلیمان دارانی نقل کرده است که گفت: من دربارۀ یک آیه چه بسا که پنج شب میاندیشیدم وگر لحظهای از تفکر در آن میبریدم هرگز نمیتوانستم آن را دریابم. آیههای زیادی در قرآن هست که عقل توان ادراک آنها را ندارد و مدهوش آنها میشود اما خداوند سُبحان دوباره آن را به آدمی برمیگرداند. جنید گفت: روزی نزد سری سقطی رفتم. در پیش او مردی را دیدم که غش کرده بود. سری گفت: این مرد وقتی یک آیه از قرآن شنید غش کرد. گفتم: آیهای را که برایش خوانده بودید دوباره بخوانید، چون خواند مرد به هوش آمد. سری به من گفت: چگونه چنین نکتهای را دریافتی؟ گفتم: از آن جا که یعقوب را محبت یک مخلوق کور ساخت و با پیراهن همان آفریده دوباره بینا گشت. اگر کوری او به خاطر خدا بود با هیچ ابزار انسانی بینا نمیشد. سری از سخنم به شگفت آمد و مرا ستود.
یکی از صوفیان گفته است یک شب این آیه را میخواندم: هر کسی مرگ را خواهد چشید(آل عمران/ ۱۸۵). و پیوسته آن را تکرار میکردم. ناگاه ندایی شنیدم که میگفت: تا چند این آیه را میخوانی و باز میگردانی؟ تا به حال چهار جن را کشتهای که از آغاز خلقت سرشان را به آسمان بلند نکرده بودند! از ابوطیب احمدبن مقاتل عکی شنیدم که میگفت: یکی از شبهای رمضان همراه شبلی در مسجدی بودم وشبلی پشت سر امامش نماز میخواند و من کنار او نشسته بودم. امام این آیه را خواند: اگر میخواستیم هر چه را که وحی کرده بودیم میبردیم(اسراء/ ۸۶). ناگهان فریادی کشید، گفتم: روحش پرید. رنگش سبز شد و شروع به لرزیدن کرد و میگفت: با دوستان چنین سخن میگویند! و پیوسته آن را باز میگفت.
هر کسی که شنیدن قرآن را ترجیح میدهد برای همین چیزهایی است که ما گفتیم. در هنگام شنیدن قرآن باید حضور قلب باشد و انسان به تفکر و ژرفنگری و یادآوری حق مشغول باشد ویافتههای دل را پاس دارد و وقت و دل را فقط متوجه به فهم قرآن نماید. اگر شوق و حالی در خود برای شنیدن نیافت، شنیدن را به وقتی دیگر اندازد تا قرآن او را بخواند و همراه و همدل او سازد تا چون آن کسی نشود که ندا درمیدهد چیزی را که نمیشنود(بقره/ ۱۷۱).