قرآن کریمبه زبان فارسی

باب یازدهم دربارۀ مقصود از سماع

اللمع فی التصوف — ابونصر سراج طوسی

شیخ گفت: گفته شد که مقصود سماع و شنیدن‌های دیگر و پروازهای دل و خوشی وقت و بهبود حال، نیروبخشی به نیروهای نهفتۀ درون است و بازگویی شیرین‌کاری‌های دل درگاهِ شنیدن و دست افشاندن. شنیدن و دریافتن چیزهایی که ممکن است به ذهن و دل شاعری نیامده باشد و یا قرآن‌خوانی در هنگام تلاوت آن را درنیافته باشد یعنی از قرآن وشعر چیزهای تازه‌ای همنوا با روح خود دریابد. گاهی نیز هر دو چون هم می‌شوند شاعری که سروده و قاریی که خوانده همان احساسی را دارد که صوفی در نشاط سماع آن را درمی‌یابد و گه گاه تیرانداز بنیروتر و زمان روشن‌تر و علت‌ها پوشیده‌تر می‌گردد. اما آن گاه که در پرتو لطف قرار گیرند و همنشین توفیق شوند از لغزش‌ها دور می‌شوند و علت‌ها را کنار می‌گذارند. برای روشنی بیشتر این گفته‌ها چند حکایت می‌آوریم:

از محمدبن مسروق بغدادی حکایت شده که گفت: در روزگار جاهلیت خود شبی بیرون زدم و با آوازی خوش این بیت را می‌خواندم- چه من خواننده و نوازنده بودم.

در طیز باد انگوری است که هرگاه به سویش پرکشیده‌ام

در شگفت شده‌ام از تمامی کسانی که با وجود آن، آب می‌نوشند

در همین هنگام شنیدم کسی می‌گوید:

در دوزخ نیز آبی است که هرگاه کسی آن را نوشیده

دیگر در درون پیکرش روده و معده‌ای برایش نمانده است

این بیت سبب توبۀ من و اشتغالم به علم و عبادت شد.

آیا نمی‌بینی که هرگاه عنایت حق کسی را درمی‌یابد باطل را ازو دور می‌سازد و لغزشش را انگیزۀ نجاتش می‌نماید در صورتی که او را از توفیق و عنایت خود برخوردار کرده باشد. از ابوالحسن بن رزعان حکایت کرده‌اند که گفت: با یکی از دوستان در بوستانی از شهر بصره قدم می‌زدیم که صدایی شنیدیم. مردی تنبور می‌زد و می‌خواند:

ای ماهرویان دادِ ما را ندادید

و در درازنای زندگی همگی همیشه به ما ستم کردید

از شرط مهرورزی آن بودکه شما

در آزمایش‌ها و سختی‌ها با مهر خویش ما را پر می‌کردید

ابوالحسن گفت همراه من فریادی کشید و گفت: چه می‌شد اگر می‌گفتی:

ای ماهرویان بزودی می‌میرید

و چهره‌ها و چشم‌هایتان را آفت و آسیب فرامی‌گیرد

و پس از این تنها نامی از شما می‌ماند

پس بدانید که این گفته‌ها شدنی است.

آیا نمی‌بینی که حق جوابِ حال او را داد و راز ضمیر او را گشاد و قبح مقصد گوینده را بر او پنهان ساخت.

داستان دیگری در همین باره از شبلی آورده‌اند. روزی ازو پرسیده شد که معنای این آیه چیست که: کافران نیرنگ می‌کنند و خدا نیز نیرنگ می‌سازد و خدا بهترین نیرنگ کار است(آل عمران/ ۵۴). جنید را گفتند نیرنگ کافران را می‌دانیم اما نیرنگ خدا یعنی چه؟ گفت: آنها را به حال خود رها می‌سازد چه اگر بخواهد می‌توان دگرگونشان سازد. شبلی به پرسنده نگاهی کرد و دانست که از جواب راضی نیست. سپس بدو گفت: آیا آواز طنبورنوازی را که در این باره می‌خواند نشنیده‌ای:

هر چه دیگری- به جز تو- کند در نگاهم زشت است

اما همان کردار از تو در نگاهم زیبا و ستودنی است.

شیخ گفت: بنگر که مراد از این اشارت چیست و کجاست. همۀ این گفته‌ها در دل آن سخن جا می‌گیرد که:«حکمت گمشدۀ مومن است.» گوینده، پرسنده وخواهنده ابوعبدالله بن خفیف بوده است.- البته من نیز شنیده‌ام و خدا داناتر است.