قرآن کریمبه زبان فارسی

باب اول در شرح اصطلاحات دشوارِ رایج در کلام صوفیه

اللمع فی التصوف — ابونصر سراج طوسی

یک نمونه گفتۀ کسی است که می‌گوید:«خدا، با خدا و برای خدا»،«و ازو به او و برای او». و کلماتی چون حال و مقام و مکان و وقت و آغاز و پایان و وارد و خاطر و واقع و افکنده و عارض و قبض و بسط و غیبت و حضور(صحو) و سُکر و پاکی و وجد و هجوم دل و غلبه و فنا و بقا و مبتدی و مرید و مراد و وجد و تواجد و آرامش و گرفته و گیرنده و دهشت و حیرت و تحیر و طوالع و طوارق و کشف و مشاهده و لوایح و لوامع و حق و حقوق و تحقیق و حقیقت و حقایق و خصوص و خصوصِ‌الخصوص واشاره و ایماء و رمز و صفاء و صفای صفا، و زواید و فواید و شاهد و مشهود و موجود و مفقود و معدوم و جمع و تفرقه و شطح و صول و ذهاب و ذهابِ ذهاب و نفس و حس و توحید عامه و توحید خاصه و تجرید و تفرید و همّ مفرد و سرّ مجرد واسم و رسم و وَسم و محادثه و مناجات و مسامرت و رؤیت دل و روح وترّوح وصفت و نَعت و ذات و حجاب و دعوی و اختیار و بلاء و زیان و سرّ و عقد و همّ و دیدن و محو و مَحق و اثر وکون بون و وصل و فصل و اصل و فرع و طَمس و رَمس و دَمس و سبب و نسبت و صاحب قلب و صاحب حال و صاحب مقام و این که فلانی نفس ندارد و دیگری اهل اشاره است و جملۀ«من بدون من» و «ما بدون من» و «تویِ تو» و «منِ من» و «تو منی» و «من توام» و «او بدون اوست». و قطع علایق و آغاز بی‌آغاز تجلی و تخلی و تحلی و علت و ازل و ابد و اَمَد و زمان سرمدی و«دریای بی‌رود» و «ما را می‌برندو می‌گردانند» و تلوین و انجام همۀ تلاش و تلف و پناهیدن و انحراف و جذب ارواح و وطر وطن و دوری و قصود و اصطناع و اصطفاء و مسخ و لطیفه و امتحان و حدث و کلیت و تلبیس وشِرب و ذوق و عین و اصطلام و حریت و رین و غین و وسایط(تمامیت و شیطان‌گونگی و چشش و آشامیدن و چشمه و بسودن و آزادگی و تردید و غبار و ابزارها) و همانندان این سخنان که چه معنا دارند و چه هستند؟