شیخ گفت: از احمد پسر علی کرجی شنیدم که میگفت از ابوعلی رودباری شنیدم که میگوید: در کار تصوف به جایی چون تیزی شمشیر رسیدهایم، اگر چنین بگوییم در آتشیم و اگر چنان بگوییم نیز در آتشیم، یعنی اگر کلمهای خطا کنیم در گفتهها از اهل آتشیم چه خطا در هر کاری آسانتر از خطا در تصوف وعلم آن است زیرا که تصوف مقامات و احوال و ارادات و مراتب و اشارات است و هر گاه کسی در این ابواب به خطا افتد بر خداوند سبحان گستاخ گشته است و خدا دشمن اوست. اگر خداوند بخواهد او را ببخشاید، اگر هم خواهد کیفر دهد و هر کس خود را از صوفیان وانمود کند یا فرانماید که در این کار پایی گذاشته و دستی دارد و یا پندارد که رسوم صوفیان را چنگ انداخته ولی کردارش را سه بنیان نباشد فریبکار است هر چند که در هوا راه رود و سخن به حکمت گوید و عوام و خواص و خاصان او را بزرگ دارند و این سه رکن عبارتند از:
۱.دوری از تمامی گناهان- بزرگ و کوچک،
۲.عمل به تمامی واجبات- سختها و آسانها،
۳.ترک دنیا برای اهل آن- کم و زیاد- به جز آن چه مؤمن را از آن گریزی نیست.
و این معنا از پیامبر(ص) هم روایت شده است که گفت:«چهار چیز است که در دنیاست و از دنیا نیست: نان پارهای که گرسنگی را چاره سازد، جامهای که تنت را بپوشاند، خانهای که جانت در آن آرام زید، همسری که جسم و جانت به او آرام گیرد، و جز این چهار هر چه باشد اعم از جمع مال و بخل و زیادهخواهی و امساک و تفاخر همه حجابهای سنگین دلند که بنده را از خدای دور میسازند و هر کس ادعا نماید که حالی در عرفان یافته یا راهی را در سلوک اهل صفا رفته و بنیاد کارش بر اصول سه گانه نباشد به خطا نزدیکتر است تا صواب در هر چه گوید و کند و پندارد، و دانشی مرد نرم است و بیادعا، و نادان سخت پر مدعا.