شیخ گفت برخی از صوفیان دربارۀ برتری توانگری بر تهیدستی سخن گفتهاند و مرادشان در این سخن غنای الهی است نه توانایی از طریق خواست و اعراضهای پستِ دنیاوی، و در این باب به تأویلات و استدلالهای قرآنی و روایی چنگ زدهاند و از متن آنها برآوردهاند که توانگری حالی پسندیده و یا مقامی از مقامهای جویندگان آخرت است اما در این راه سرگردان و گمراه گشتهاند. چه، کسی که از توانگری و تهیدستی سخن میگوید و توانگری را از ویژگیهای منقطعان حق میخواند مرادش توانگری الهی است نه توانگری با خواستهای دنیایی که در پیشگاه خدا چون بال پشهای هم نیست.
گروهی دیگر در معانی نیازمندی به خدا سخن گفتهاند و چیزهایی که همزاد بینوایی هستند همچون صبر، شکر، رضا، تفویض کارها به خدا، آرامش و اطمینان در هنگام نداری، این گروه تهیدستانی را که صابر و راضی نیستند بیپاداش پنداشتهاند حال آن که فقیر مضطر و ناشکیبا و ناخشنود باز هم از توانگرِ دنیادوست برتر است. چه سرشتها همه نیازمند آفریده شدهاند و از ویژگیهای انسان نداشتن اطمینان و آرامش در بینوایی است چه انسان از تهیدستی بیزار است و خداوند برای یک کار خوب ده پاداش نوید داده و گفته است: هر کس یک کار نیک کند ده برابر آن برای اوست(انعام/ ۱۶۰). کار نیک فقیر در ذات اوست چه نفس او با کشیدن سختیها و چشیدن تلخیها کار نیک میکند. فقر در نهاد پسندیده است مگر این که دلیلی آن را زشت کند. پیامبر(ص) فرمود: فقر برای مؤمن زیباتر از افروختگی چهره برای اسب است و توانگری در ذات ناپسند است مگر این که دلیلی آن را پسندیده سازد. پیامبر(ص) فرمود:«توانگری به مال و داشته نیست.»
گروهی دیگر پنداشتهاند که فقر غنا دو حال هستند ولی درآن اندازه نیستند که بندۀ خداوند را بندی خود سازند بلکه بنده باید هر دو را بگذارد و بگذرد. گرچه این مرتبه را جز اهل حقایق و معارف و احکام حقیقت درنمییابند. گروه دیگر گمان بردهاند که آن کس که این سخن را گفته است توانگری و تهیدستی را یکسان پنداشته است به همین جهت اینها هم میگویند تفاوتی میان غنا و فقر برای حال سالک نیست.
باید گفت: پس چرا هیچ گاه شما را ندیدهایم که فقر را بپسندید و از غنا دوری جویید؟ اگر این دو همسانندند و دو حال هستند یک بار هم شده بینوایی را خوش دارید و از توانگری دوری کنید. روشن است که یاوه میگویند. فقیر نباید در فقر، فقر خود را در چشم دارد و فقیر صادق را بایسته نیست که در حال بینوایی، خود را نابود بیند چه فقر و صبر و رضا و تفویض کارها به خدا بهتر است از آن فقری که آدمی را از درون نابود سازد و فقر و مسکنتبینی که خودپسندی آورد حال دل را دگرگون میسازد و در آن پردهها و تاریکیها میآورد و خداوند داناتر است به کارهای نیک و از اوست توفیق.