شیخ گفت: گروهی از پیشینیان در باب آزادگی و بندگی(حریت و عبودیت) سخن میراندند بدین مضمون که بنده نباید در احوال و مقامات خود با خدا چون آزادگان(احرار) رفتار کند زیرا که عادت آزاده پاداش طلبی و چشمداشت عوض در برابر کاری است که انجام داده است اما بنده هر چه کند وظیفۀ اوست و چیزی نمیخواهد چون که اگر چیزی از اربابش بخواهد دیگر بنده نیست. بنده را اگر مولا چیزی بخشید نه برای کاری است که میکند بلکه از سر بخشش و بنده نوازی است حال آن که آزادمرد چنین نیست. یکی از شیوخ طریقت در باب مقامات بندگان و آزادگان کتابی نوشته و گروهی از گمراهان از آن برداشتی کردهاند و پنداشتهاند که آزاده را مقامی برتر از برده است چه عموم مردم چنین میپندارند که آزاده برتر و بلندمرتبهتر از برده است و بر همین قیاس آزادگیِ در برابرِ حق را بهتر از بندگی او میدانند و میگویند بنده تا وقتی که رابطۀ عبودیت با خدا دارد بندۀ اوست و چون به حق و به او رسید آزاده میگردد و چون آزاده گشت عبودیت از او ساقط میشود.
این گروه از اندکیِ فهم و علم و اصول دین ناشناسی به گمراهی لغزیدهاند چه بر درکشان پوشیده مانده است که بنده در حقیقت بردۀ خدا نیست مگر در وقت ی که دلش از همه چیز جز خدا آزاد گردد و در بند او شود و در حقیقت فقی بندۀ او گردد.
خداوند هیچ نامی زیباتر از بنده برای مؤمنان برنگزیده است چه بارها در قرآن گفته است: بندگان خداوند بخشنده(فرقان/ ۶۳) و بندگانم را خبر کن(حجر/ ۴۹). بنده نامی است که فرشتگان را هم بدان میخواند و میگوید:«بندگان گرامیاند»(انبیاء/ ۲۶). انبیاء را نیز بدان میخواند:«یاد آر بندگان ما را»(ص/ ۴۵) و «بندۀ ما را و چه بندۀ خوبی است»(ص/ ۴۱) و به دوست و برگزیدۀ خود گفت: بندگی کن خدا را تا به یقین رسی(حجر/ ۹۹). و پیامبر(ص) چنان نماز میگزارد که پاهایش ورم می کرد. به او گفته شد: ای رسول خدا، آیا جز خدا تمام گناهان گذشته و آینده تو را نبخشیده است؟ گفت: آیا بندۀ شاکر او نباشم. روایت شده که پیامبر را بین پیامبری چون پادشاه و پیامبری چون بنده مختار گذاشتند. جبرئیل به او اشارت کرد که دومی را برگزین و فروتن باش. گفت: پامبری چون بنده را برمیگزینم. اگر میان خدا و خلق، مقامی فراتر از بندگی بود از پیامبر دریغ نمیشد و به او بخشیده میشد- و از خداست توفیق.