شیخ گفت: برخی دیگر ولایت را بر نبوت برتری دادهاند و به ضلالت افتادهاند و بنیاد خطای خود را بر قصۀ موسی و خضر در قرآن نهادهاند چه خداوندی در آن جا فرموده است: یکی از بندگان ما که به او از نزد خود رحمت و علم بخشیدهایم(کهف/ ۶۵). موسی به خضر میگوید- با این که موسی هم سخن خداست و پیامبر او دارندۀ الواح که در آنها از هر پندی بوده و هر چیزی را خدا برایش بازنموده(اعراف/ ۱۴۵)- و تو توانایی بردباری همراهی مرا نداری(کهف/ ۷۲). و موسی به او گفت: برای فراموشیم سرزنشم مکن و نسبت به من سخت مگیر(کهف/ ۷۳). تا آخر قصه...
این گروه پنداشتهاند که این نکته نقصی در پیامبری موسی و برتری و فزونی برای خضر است. و بر همین قیاس اینان اولیاء را بر انبیاء برتری میدهند حال آن که فراموش کردهاند که خدا هر کس را که بخواهد برمیکشد هر گونه که بخواهد و هرگاه که بخواهد چنان که آدم را با سجدۀ فرشتگان برکشید و نوح را سفینه بخشید و صالح را ناقه، و بر ابراهیم آتش را سرد و سالم ساخت و موسی(عیسی) را با زنده کردن مردگان ممتاز ساخت و پیامبر(ص) ما را با شق قمر و جوشش آب در بین انگشتان برتری بخشید.
دربارۀ آنها که پیامبر نبودهاند نیز مثلاً خداوند به مریم گفت: ردخت خرما را تکان ده تا بر تو خرمای تازه فرو ریزد(مریم/ ۲۵). حال آن که مریم پیامبر نبود و این شگفتی فقط او را بود و هیچ پیامبری آن را نداشت. بنابراین درست نیست که گفته شود که مریم از انبیاء فراتر است و مثلاً آصف بن برخیا که دارندۀ دانشی از کتاب(علم منالکتاب) بود و تخت بلقیس را در چشم بر هم زدنی آورد. چگونه میتوان گفت که او از سلیمان برتر است آن هم با همۀ آن چهع خدا از نبوت و فهم و سلطنت به او داده بود. شاید قصۀ هدهد و اختصاص او به معرفت آب را شنیده باشی و میدانی که هیچ پرنده و آدم و جنی چنین ویژگی ندارد.
از پیامبر(ص) روایت شده که گفت: زید بیش از همه واجبات را به جا میآورد، و اُبیّ بیش از همه قرآن میخواند و بدان داناست، و معاذبن جبل داناترین شما به حرام و حلال خداست. و همچنین پیامبر ده تن از یارانش را به بهشت بشارت داد که نامبردگان بالا از آنها نیستند وفقط میدانیم که ابوبکر برترین آنهاست. و مانند اینها بسیار است و هر ولی به هر چه از کرامات میرسد به خاطر پیروی از پیامبر است. بنابراین چگونه رواست که پیرو را بر مقتدا راهرو را بر راهنما برتری دهیم در حالی که اولیاء پرتوی از بزرگیهای انبیاء را فراگرفتهاند.
و اما آن کس که میگوید پیامبران با واسطۀ وحی میگیرندواولیاء بدون واسطه الهام میپذیرند، باید به او گفت که پندارش خطاست چون که انبیاء الهام را به صورت مداوم از خدا میگیرندو این حال آنهاست بر دوام، و فیض حق یعنی الهام و مناجات بدون واسطه بر قلبشان همیشه میریزد در حالی که اولیاء گاه به گاه چنین هستند؛ و پیامبران با جبرئیل رسالت و نبوت را درمییابند حال آن که اولیاء چنین ویژگییی ندارند و اگر پرتوی خرد از انوار موسی بر وجود خضر میتابید خضر را ناچیز میساخت اما خدا به خضر این مرتبه را نبخشیده بود تا موسی را پاکتر و برتر سازد. بکوش تا نکته را دریابی و بدان که ولایت و دوستی، روشنیِ خودرا از انوار نبوت میگیرند و هرگز بدان نمیرسند چه رسد که از آن برتر پنداشته شوند.