شیخ گفت: برخی هم اشاره به قرب و انس حق می نمایند و میپندارند که بین آنها و خدا به گونهای نزدیکی است که با خدا دیگر تکلیف و تعارفی ندارند و حشمتی در میان نیست. این پندار آنها را از رعایت درست آداب حق دور میسازد و دیگر چون قبل در نگهداشت حریم خداوندی نمیکوشند ونمیجوشند و از این قرب گشاده خاطر و خوشنودند و دیگر از نگرانیهای پیش دورند و گمان میکنند که همین قرب و انس بس است.
اینها هم به راستی خطا کارند و در تباهی غوطهورند چه ادب و حال و مقام خلعت خاص خداوند بر بندگان هستند و بخشش او بر برگزیدگان. هر کس از نزدیکتر است باید بیشتر آداب و احوال را نگاه دارد؛ چه اگر بندگان آداب را ترک کنند و حدود را نگه ندارند لطف حق را از کف می دهند و به شیوۀ زشتِ گذشتگانِ بیادب برمیگردند و جامۀ آراستگی از آنها گرفته میشود و از درگاه رانده میشوند. هر کس که پندارد که ترک ادب قرب است، رانده و درماندۀ درگاه خواهدشد.
حکایت شده از ذوالنون که گفت: عارف را بایسته است که روشنی معرفت نور تقوایش را تیره نسازد و به دانشی باورمند نگردد که در برابر فرمان روشن حق قرار گیرد و زیادی لطف خداوند او را گستاخ و جسور و پرده در نسازد، چنان که یکی از دانایان گفته است: خدایا با خودت از خودت سرگرمم نسازی و مرا سرگرم جست و جو نکنی بعد از آن که بیجست و جو از آن خویشم ساختی.