قرآن کریمبه زبان فارسی

باب سی‌ام در ذکر کسانی که درفنای بشری به خطا افتاده‌اند

اللمع فی التصوف — ابونصر سراج طوسی

شیخ گفت: گروهی بغدادی هم در گفتاری دیگر دچار خطایند. آنها می‌گویند در هنگام فنا صفات بشری خودرا از دست می‌دهند و در جملۀ اوصاف حق درمی‌آیند و به نادانی، خود را حلولی و این حالت را حلول می‌خوانند و مانند ترسایان در باب مسیح به یگانگی و این همانی با خدا اعتقاد می‌ورزند.

می‌گویند که از یکی از متقدمان شنیده‌ایم که در معنای فنا و درآمدن بنده به اوصاف حق سخنانی گفته است. باید گفت که معنای درست گفته‌های او آن است که اراده و انگیزه از بنده است- که این خود لطف و عطیۀ خداوند است- و معنای خروج بنده از اوصاف بشری و دخول در اوصاف حق آن است که بنده اراده وانگیزۀ خود را در اراده و مشیت خداوند دراندازد و هر چه او می‌خواهد بخواهد. معنی دیگر این است که بنده بداند که همۀ اراده‌ها از خداست و این مرتبه‌ای از مراتب توحید است.

اما آنهاکه در این معنی به خطا رفته‌اند از نکته‌ای دقیق غافل شده‌اند و آن این است که پنداشته‌اند که اوصاف خدا خود خداست و این به تمامی کفر است چه خداوند در دل‌ها جا نمی‌گیرد بلکه ایمان و به او و توحید و عظمت ذکر است که در دل‌ها می‌نشیند ودراین موضوع بین خاص و عام تمایز و تفاوتی نیست جز این که خداشناسیِ خواص دوری از هوس‌ها و نابودی لذت‌های پست و وجود ایمان صادقانه و بریدن از دنیا برای اوست. اما عوام را این مراتب بلند توحید نیست چه اینها اسیر هوسند و فرمانبر نفس. این است تفاوت خاص و عام در این باب- و از خداست توفیق.