شیخ گفت: توکل مقام شریفی است و خداوند دستور به توکل داده و آن را مقرون به ایمان ساخته است که فرموده: بر خدا توکل کنید اگر شما مؤمنید(مائده/ ۲۳). و نیز گفته است: باید متوکلان بر خدا توکل کنند(ابراهیم/ ۱۲). و در جای دیگر: مؤمنان باید بر خدای توکل نمایند(توبه/ ۵۱). توکل متوکلان را از توکل مؤمنان فراتر شمرده و سپس توکل خاصان را به میان آورده و فرموده است: هر کس بر خدای توکل کند، خدای او را بسنده است(طلاق/ ۳). یعنی خدا آنان را به کسی جز خود وانخواهد گذاشت، چنان که به سرور پیامبران و پیشوای متوکلان گفت: بر خداوند زندهای که هرگز نمیرد توکل کن و توکل نما بر عزیز مهربانی که تو را آن گاه که بر میخیزی، مینگرد(شعرا/ ۲۱۷ و ۲۱۸). متوکلان سه گروهند و توکل سه گونه:
۱.توکل مؤمنان. شرط آن را ابوتراب نخشبی چنین گفته است: توکل واداشتن بدن به بندگی، تعلق دا به خداوندی و اعتماد به روزی رسانیِ خداست. اگر بخشید سپاس گوید و اگر نبخشید صبوری کند. صبری خوشنودانه و همراه با تقدیر. چنان که ذوالنون را پرسیدند. گفت: توکل، ترک تدبیر خویشتن و عاری بودن از حول و قوه است. همان گونه که ابوبکر زقاق گفت: توکل بسندگی به روزی روزانه و رهایی از اندوه فرداست. از رویم پرسیده شد. گفت: توکل اعتماد به الطاف حق است(و یا وثوق به درست پیمانی) است. از سهل بن عبدالله در باب توکل پرسیده شد؟ گفت: وانهادن خویش به خدا و آن چه او میخواهد.
۲.توکل خاصان همان است که ابوالعباس بن عطا گفته: هر کس بر خدا توکل کند برای امری جز خدا، پس بر خدا توکل نکرده است. باید بر خدا، با خدا و برای خدا توکل کند تا متوکل راستین باشد. یا چنان که ابویعقوب نهرجوری گفت: مرگِ نفس هنگام رفتن لذتها و بریدن از اسباب دنیا و آخرت. ابوبکر واسطی نیز گفت: اصل توکل فقر و نیازمندی است و جدایی ناپذیری از توکل در همۀ آرزوها و از صمیم دل، حتی برای لحظهای به توکل توجه ننمودن. از سهل بن عبدالله نیز توکل را پرسیدند گفت: توکل همهاش روی است و پشت ندارد و توکلِ درست، جز اهل گورستان را راست ننماید. اینان به معنای توکل متوکلان اشارت دارند.
۳.توکل خاص الخاص چنان است که شبلی گفته: برای خدا باشی- چنان که نبودهای و نیستی- و خداوند برای تو باشد- چنان که بوده است و خواهد بود.
و چنان که برخی گفتهاند معنای درست توکل را هیچ یک از آفریدهها نمیتواند که بر پا دارد چون که کمال و معنای حقیقی تنها از آن خداست.
از ابوعبدالله بن جلا معنای توکل پرسیده شد. گفت: فقط به خدا پناهیدن. جنید را از معنای توکل پرسیدند. گفت: تکیۀ دل در تمامی احوال بر خداوند.
حکایت شده از ابوسلیمان دارانی که او به احمدبن ابوالحواری گفت: یا احمد! راههای آخرت بسیارند و پیر تو بسی از آنها را همیداند مگر همین توکل فرخنده را. چون من از توکل چیزی نزد او ندیدم و بوی خوشی از توکل نبوییدم. برخی نیز گفتهاند که هر کس که خواهان توکل راستین است باید گوری برای خود بکند و در آن فرو رود و دنیا و جویندگانش را فراموش کند. چون که حقیقتِ توکل را هیچ آفریدهای نمیتواند دریابد و بر پای دارد. پیامدتوکل، رضاست.