قرآن کریمبه زبان فارسی

باب دهم مراقبت احوال و حقایق آن و صفت اهل مراقبت

اللمع فی التصوف — ابونصر سراج طوسی

شیخ گفت: مراقبت(نگهبانی دل) حالی شریف است. خداوند فرموده: خدا مراقب و نگهبان هر چیزی است(احزاب/ ۵۲). و نیز سخنی گفته نمی‌شود مگر این که همراه آن نگهبانی جدی است(ق/ ۱۸). و گفت: خداوند پوشیده‌ها و رازهای شما و آنچه را نهان می‌سازید و آشکار می‌کنید می‌داند(نحل/ ۱۹). مانند این گفته‌ها در قرآن بسیار است. از پیامبر(ص) روایت شده است که: خداوند را چنان بپرست که گویا می‌بینی و اگر تو او را نمی‌بینی او تو را می‌نگرد. مراقبت بنده آن است که بداند و یقین کند که خداوند بر تمامی دل و درونش آگاه است پس دل را از همۀ وسوسه‌های مذموم که او را از خدا دور می‌دارند، نگه دارد. چنان که ابوسلیمان دارانی گفت: چه سان پوشیده ماند بر او راز دل‌ها در حالی که دل‌ها چیزی ندارند جز همان که او به آنها آشکار می‌کند. آیا می‌شود چیزی را که ازوست بر او پوشیده داشت؟ و جنید می‌گوید: ابراهیم اجری مرا گفت: ای پسر اگر اندکی از همتت را به سوی خدا روانه کنی، برای تو از همۀ نعمت‌هایی که آفتاب به آنها می‌تابد، بهتر است. و حسن بن علی دامغانی گفت: همیشه رازهایتان را پوشیده دارید چه خداوند بر ضمایر و راز دل‌ها آگاه است.

اهل مراقبت سه گونه‌ حال بیش ندارند. حال ابتدا در مراقبت همان است که حسن بن علی در سخن خود آورد. حال دیگر را احمدبن عطاء بیان کرده است: «بهترین شما کسانی هستند که خدا را با خدا مراقبت کنند تا هر چه را جز خداست در دل فنا سازند و پیرو مصطفی(ع) در کردار و رفتار و اخلاق باشند». سومین، حال بزرگان است که اینان به خدا می‌نگرند و هم از خدا می‌خواهند که در این کار یاریشان کند زیرا خداوند برگزیدگان و برکشیدگانش را ممتاز ساخته است به این که در تمامی اوقات و احوال آنان را به خودشان و همچون خودشان وانگذارد بلکه خداوند خود آنان را سرپرستی کند. خداوند گفته است: اوست که سرپرست صالحان است(اعراف/ ۱۹۶). ابن عطاء به یکی از حکمای خراسان که در نادانی آزمند و با سختگیری همنشین بود گفت: «آیا دریافته‌ای که جسمت در برابر یافته‌های دلت گندزاری بیش نیست و یافته‌های دلت در برابر رازهاي درونت جز تباهی و یاوه نیست. پس خدای را در نهان و آشکارت پاس دار چه بهتر است برای تو از کردار و کرده‌های نیکت». مراقبت به دنبال خود حال«قریب» را می‌آورد.