قرآن کریمبه زبان فارسی

باب سیزدهم حالت خوف

اللمع فی التصوف — ابونصر سراج طوسی

شیخ گفت: ما حال محبت و خوف را یاد کردیم چون که حال قرب اقتضای هر دو را دارد. برخی را خوف چیره می‌شود چه خدا را بسیار نزدیک به خود می‌بینند و گروهی هم محبت بر قلبشان چیره می‌گردد و این حالت‌ها بنابر تقسیمی است که خداوند برای دل‌ها از جهت تصدیق و درک معنای یقین و خشیت ایجاد نموده است و همۀ اینها از کشف دنیای غیب است. چه هرگاه بنده‌ در دل خود عظمت و هیبت و قدرت(صفات جلال) حق را دریابد به خوف و حیا می‌افتد و هر گاه قلب لطف و بنده نوازی و احسان و محبت او را نزدیک به خود ببیند به محبت و اشتیاق و ناآرامی و سوز و جاودان خواهی رانده می‌شود و تمام اینها با علم و مشیت و قدرت خداست. این تقدیر توانایی است دانا. خوف سه گونه است:

۱.خوف خاصان و اَجله که خدا یاد کرده و آن را همنشین ایمان ساخته است: از آنها نترسید و از من بترسید اگر به راستی ایمان دارید(آل عمران/ ۱۷۵).

۲.خوف متوسطان که: هر کس مقام خدای را بهراسد دو بهشت او راست(الرحمن/ ۴۶).

۳.خوف عوام: می‌هراسند از روزی که دل‌ها و چشم‌ها در آن دگرگون می‌گردند(نور/ ۳۷).

خوف عوام نگرانی دل‌ها از شوکت و عقاب پروردگار است و خوف متوسطان از بریدگی حق و تیرگی زلال معرفتشان است. از شبلی پرسیده شد که خوف چیست؟ گفت: ترس از این که تو را سالم به تو ندهد. چنان که ابوسعید خرّاز می‌گوید که به یکی از عارفان از شوکت خوف شکایت کردم. به من گفت: دوست دارم که مردی را ببینم که بداند خوفِ از خدا چیست؟ چون بیشتر خائفان از خودشان می‌ترسند و بر خودشان نگرانند. ابن خُبیق گفت: خائف در نظر من کسی است که در حکم وقت‌ها باشد و گاهی آفریده‌ها او را بترسانند و گاهی دلگرم سازند. قناد گفت: نشان خوف آن است که خودش را با شاید و اگر خدا خواهد سرگرم نسازد. گروهی گفته‌اند که نشان خوف اضطراب دل و زاری از ترس خداست. ابن خبیق گفت: به نظر من خائف کسی است که از خودش بیش از شیطان می‌هراسد. خائفان خاص را سهل بن عبدالله نشان داده است: اگر ذره‌ای از ترس خائفان را بر زمینیان می‌ریختند، همگی خوشبخت می‌شدند. به او گفتند: چه مایه از این خوف در خائفان هست؟ گفت: همانند کوه(کم). ابن جلا گفت: به نظر من خائف کسی است که جز از خدا نترسد. واسطی هم گفت: بزرگان از قطع می‌ترسند و کوچکان از عقوبت و ترس بزرگان بیشتر است چه تا وقتی که نفس اندک خود پسندی و رعونتی دارد بنده به نیکی نرسیده است هر چند که خود را به کلی تسلیم کند و به حق واگذارد. شیخ گفت: معنای خود پسندی نفس، تدبیرهای نابجا و ادعاها و نگاه به طاعت‌هاست. امید همنشین بیم است.