شیخ، رجاء(امید) را حالی شریف خواند. خداوند میفرماید: به راستی که در پیامبر برای شما اسوۀ پسندیدهای است برای آن که امید به خدا و روز جزا دارد(احزاب/ ۲۱). و در آیهای دیگر: به رحمت خدا امید دارند و از عذاب او میهراسند(اسرا/ ۵۷) و در آیۀ دیگر فرموده است: هر کس امید به دیدار ما دارد باید کارهای نیک(عمل صالح) کند(کهف/ ۱۱۰). در تفسیر آیه گفتهاند منظور از دیدار پاداش خداست. پیامبر گفت: اگر بیم و امید مؤمن را بسنجید حتماً یکسان خواهند بود. برخی دیگر گفتهاند بیم و امید دو بال کردارند که پرواز جز بدان دو ممکن نیست. ابوبکر وراق گفت: امید نسیم لطف خدا بر دلهای خائفان است که اگر نبود دلها از بیم، تباه و خردها، نابود میشدند.
امید سه گونه است: امید در خدا. امید در سعۀ رحمت خدا. امید در پاداش خدا. امید در پاداش حق و امید در سعۀ رحمتِ او، بندههای خواهنده را سزاست که منتهای خدا را شنیدهاند و بدانها دل بستهاند و دانستهاند که کرم و فضل وجود از صفات خداوندی هستند. بر همین مبنا، دلشان با کرم و لطف الهی آسوده است. چنان که از ذوالنون مصری حکایت شده که دعا میکرد و میگفت: خدایا سعۀ رحمت تو ما را بیشتر امید میبخشد تا طاعتهای خودمان و اعتماد بر ما و به عفو تو بیش از ترسمان از عقوبتهای توست. دیگری گفته است: خدایا هر کس که تو را خواست، بسیار بد و مهربانی و در سختیها و درشتیها او را از خود نرانی، ای همۀ آرزوی آرزومندان، ما را چنان امید بخش که زود و سلامت بر سرچشمههای رضایتت فرودمان آرد و به قرب پیشگاهت برساند. اما امیدوار در خدا، بندهای است که غرق امید است و جز خدا از خدا، امیدی ندارد. چنان که شبلی را از امید پرسیدند. گفت: امید آن است که پیوسته از خدا بخواهی که جز خودش تو را به دیگری امیدوار نسازد. و ذوالنون گفت: در روزگاری که اسیر بودم روزی زنی را دیدم به من گفت: تو کیستی؟ گفتم: مردی غریب. زن گفت: آیا وقتی خدا هست اندوه غربت را حس میکنی؟